کامپیوتر علم اطلاعات

صفات و ویژگى هاى على بن موسى(ع)

گوشه هایى از صفات و ویژگى هاى على بن موسى(ع)
از امام موسى بن جعفر(ع) روایت شده که به فرزندانش مى فرمود: این برادر شما، على، دانشمند آل محمد(ص) است. از او درباره دین خود بپرسید و آنچه را به شما مى گوید حفظ کنید، که من بارها از پدرم جعفر بن محمد(علیه السلام) شنیدم که به من مى فرمود: «داشمند آل محمد از تو زاده مى شود و نامش هم نام على بن ابى طالب(ع) است و اى کاش من او را درک مى کردم.» ابراهیم بن عباس صولى گوید: هرگز ندیدم چیزى از امام رضا(ع) پرسیده شود و او پاسخش را نداند و در زمان و عصر او کسى را داناتر و آگاه تر از او نیافتم. همو مى گوید: هرگز ندیدم ابوالحسن (ع) کسى را با سخن خود ناراحت کند و هرگز سخن کسى را قطع نمى کرد. هیچ گاه - در صورت قدرت و توانایى - حاجت کسى را رد نمى کرد. هرگز پاى خود را در برابر همنشینش نمى گشود و در نزد او بر جایى تکیه نمى داد. هرگز صداى آن حضرت به قهقه بلند نمى شد، بلکه خنده آن حضرت فقط تبسم بود. حضرت(ع) همواره همراه غلامان بر سر یک سفره مى نشست و مى فرمود: هیچ کس را بر دیگرى برترى نیست مگر به تقوا و اطاعت از خداوند. یکى از همراهان حضرت در سفر امام(ع) از مدینه به خراسان چنین مى گوید: با حضرت رضا(علیه السلام) در سفر خراسان همراه بودم. حضرت با تمام خدمتکاران و غلامان بر سفره واحدى مى نشست. روزى به حضرت عرض کردم: فدایت شوم بهتر است سفره بندگان و خدمتکاران را جد فرمائید. امام فرمود: ان الله تبارک و تعالى واحد و الام واحد و الاب واحد و الجزاء بالاعمال; خداى تبارک و تعالى- که خداوند همه ما است- یکى است و همه از یک پدر و مادر هستیم و کیفر و پاداش همه بواسطه اعمال است، پس جدایى در طعام چرا؟ حضرت(ع) در پاسخ مردى که به وى گفت بود «به خدا سوگند، تو بهترین مردمانى» فرمود: قسم نخور! هر کس از من متقى تر باشد و خداوند را از من بهتر بندگى نماید از من بهتر است. سخنانى از امام رضا(علیه السلام) قال الرضا(علیه السلام) لا یکون المؤمن مؤمناً حتى یکون فیه ثلاث خصال: سنة من ربه و سنة من نبیة و سنة من ولیه ; فاما السنة من ربه فکتمان السر، و اما السنة من نبیه فمداراة الناس و اما السنة من ولیه فالصبر فى البأساء و الضراء:

تا کسى سه خصلت در او نباشد مؤمن نیست; سنتى از پروردگارش و سنتى از پیغمبرش و سنتى از ولى و امامش; پس سنتى که از پروردگارش باید داشته باشد راز پوشى است و سنتى که از پیغمبرش باید داشته باشد مدارا کردن با مردم است و سنتى که از امامش باید بیاموزد شکیبایى کردن در شدت و سختى است.([۱])
لیست العبادة کثرة الصوم و الصلاة و انما العبادة فى التفکر فى الله عبادت به زیادى نماز و روز نیست، همانا به زیادى تفکر در آثار خداوند است.([۲])

دوست هر انسانى عقل اوست، و دشمن هر انسانى، نادانى اوست

فضیل بن یسار از امام(ع) روایت کرده که گفت: ایمان برتر است از اسلام، و تقوا برتر است از ایمان، و یقین برتر است از تقوا و به بنى آدم چیزى بهتر و برتر  از یقین عطا نشده است.
حدیث سلسلة الذهب امام در حرکتش از مدینه به خراسان به شهر نیشابور رسید مردم زیادى به استقبال امام(ع) شتافتند و از امام درخواست کردند تا آنها را با حدیثى از پدران خود خشنود سازد. امام(ع) فرمود: پدرم از پدرش و او نیز از پدرش…تا على(علیه السلام) و او از رسول خدا(ص) و رسول خدا(ص) نیز از خداوند متعال نقل فرمود که: لا اله الا الله حصنى فمن دخل حصنى امن من عذابی; لا اله الا الله دژ استوار من است، پس هرکس در این حصار وارد شود از عذابم محفوظ است. امام چند قدمى حرکت کردند و سپس برگشت و فرمود: بشرطها و انا من شروطها، به شرطهاى آن و من از جمله شرطهاى آن هستم([۳]). مقصود امام(علیه السلام) از شرطها، اعتراف به این واقعیت است که حضرت رضا(ع) مانند پدرانشان از سوى خدا امام و حجت است و اطاعتش بر همه واجب است. امام و امامت از دیدگاه امام رضا(علیه السلام) عبدالعزیز بن مسلم گوید: موقعى که حضرت رضا(ع) تازه به مرو آمده بود من خدمت آن حضرت رسیدم و موضوع امامت را که مورد اختلاف بسیارى از مردم بوده و در پیرامون آن گفتگو مى کردند به خدمتش عرض کردم. حضرت تبسم کرد و سپس فرمود: اى عبدالعزیز، مردم نفهمیده اند و فریب خورده اند ; زیرا خداوند عزوجل پیغمبرش را قبض روح نفرمود تا دین را برایش کامل کرد و قرآن را ـ که بیان هر چیزى را از حلال و حرام و حدود و احکام و کلیه نیازمندى هاى بشر در آن است ـ نازل فرمود و امامت را اکمال دین قرار داد و پیغمبر(ص) رحلت نفرمود تا براى امتش معالم دینشان را بیان فرمود و راهشان را، که راه حق است، روشن گردانید و على(علیه السلام) را به پیشوایى منصوب فرمود و چیزى از احتیاجات امت را فرو گذار نکرد. در این صورت کسى که معتقد باشد خداوند عزوجل دینش را کامل نکرده است کتاب خدا را رد کرده است و آنکه کتاب خدا را رد کند بدان کافر گشته است. آیا مردم قدر و منزلت امام را در میان امت مى شناسند تا تعیین و انتخاب امام به اختیار آنان گذاشته شود؟ مقام امامت بسى بزرگتر و شأنش عظیم تر و مکانش عالى تر و عمقش ژرف تر از آن است که مردم با عقول خود بدان رسند، یا با آراى خود آن را درک کنند و یا به میل و اختیار خود امامى را انتخاب کنند; زیرا منصب امامت مقام شامخى است که خداوند عزوجل آن را پس از نبوت و خلت در مرحله سوم به حضرت ابراهیم(ع) اختصاص داد و فضیلتى است که او را بدان مشرف نمود و نامش را بلند گردانید، آنجا که مى فرماید: انى جاعلک للناس اماما و قال و من ذریتى قال لا ینال عهدى الظالمین([۴]); من ترا براى مردم امام و پیشوا قرار دادم. ابراهیم گفت: از فرزندان من هم امام مى شوند خداوند فرمود: عهد و پیمان من به ستمکاران نمى رسد (از فرزندان تو آنهایى که ستمکار باشند لایق امامت نیستند). پس این آیه تصدى مقام امامت را براى ستمکاران و ظالمان تا روز قیامت باطل نمود و آن را در میان برگزیدگان و پاکان نهاد. سپس خداوند ابراهیم را گرامى داشت و امامت را در اولاد پاک و برگیزده او قرار داد و فرمود: ووهبنا له اسحق و یعقوب نافلة کلاً جعلنا صالحین و جلعنا هم ائمة یهدون بأمرنا و اوحینا الیهم فعل الخیرات و اقام الصلواة و ایتاء الزکوة و کانوا لنا عابدین;([۵]) و اسحاق و سپس یعقوب را به او بخشیدیم و همه را صالح و شایسته نمودیم و آنها را امامانى قرار دادیم که به امر ما رهبرى کنند و انجام کارهاى نیک و همچنین خواندن نماز و دادن زکات را بدان ها وحى کردیم و آنان را از پرستش کنندگان ما بودند. بنابر این امامت همیشه در فرزندان (پاک و برگزیده) او بود تا این که خداى تعالى آن را به پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) ارث داد و فرمود: ان اولى الناس بابراهیم اتبعوا و هذا النبى و الذین آمنوا و الله ولى المؤمنین ([۶]) همانا سزاوارترین و نزدیکترین مردم به ابراهیم کسانى هستند که از او پیروى کرده و به این پیامبر ایمان آورده و از او پیروى کنند و خدا ولى مؤمنان است. پس امامت مخصوص آن حضرت بود و او به دستور خداى تعالى آن را به عهده على(علیه السلام) گذاشت و سپس در میان فرزندان برگزیده او که خداوند به آنان علم و ایمان داده است جارى گشت…. سپس امام رضا فرمود: امامت زمام دین و مایه نظام مسلمین و موجب صلاح دنیا و عزت مؤمنان است. امامت ریشه نمو کننده اسلام و شاخه بلند آن است. امام حلال و حرام خدا را مى داند و در اجراى حدود اهلى قیام مى کند و از حریم دین دفاع مى کند و مردم را با حکمت و پند و موعظه نیکو و برهان قاطع به راه پروردگار دعوت مى نماید. امام مانند خورشید طالع و درخشانى است که نورش گیتى را فرا گیرد و افقى است که دستها و دیدگان بدان نرسد. امام امین خدا در میان خلقش و حجت  او است بر بندگانش و جانشین او است و مردم را به سوى خدا دعوت مى کند. امام یگانه روزگار خویش است. کسى با او همطراز نباشد و هیچ دانشمندى با او برابرى نکنند…. پس کیست که بتواند به مقام معرفت امام برسد و یا امکان اختیار و انتخاب امام را داشته باشد؟ آیا گمان مى کنند که امام را در غیر خاندان رسالت مى توان پیدا کرد؟ به خدا که خودشان را گول زده اند و بیهوده اى را آرزو کرده اند و از نردبان لغزنده اى بالا رفته اند. سپس امام(ع) به استناد به آیات قرآن کریم به این مطلب اشاره مى کند که بعد از آنکه پیامبر کسى را به عنوان امام معرفى کرد، طبق نص صریح قرآن، کسى را نرسد که با آن به مخالفت برخیزد.([۷]) و ما کان لمؤمن و لا مؤمنة اذا قضى الله و رسوله امراً ان یکون لهم الخیرة من امرهم. على بن موسى الرضا فرمود: ایمان بر چهار رکن استوار است: توکل بر خدا، رضا به قضاء الله، تسلیم امر و فرمان خدا و واگذارى کارها به خدا. سپس فرمود بنده صالح گفت: افوض امر الى الله. وامى گذارم کارم را به خدا، پس خداى تعالى او را از مکر مکاران حفظ کرد.  
 
گردآوری : پایگاه اینترنتی تکناز

مطالب مرتبط

 

پسورد فایل:

لینک دانلود -

icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۸ خرداد ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • قسمت نظرات برای این مطلب غیر فعال شده است.