کامپیوتر علم اطلاعات

شاهنامه و ایران

شاهنامه و ایران

ایران، آرمان ملی راز سرنوشت پهلوانان فردوسی

 

 

iconبرای دانلود کلیک کنید

icon برچسب ها: ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۶ بهمن ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • کنکاش در ادبیات جنگ

    کنکاش در ادبیات جنگ

    گذری بر کتاب «محمد حنیف»

    رمان از فردیت آدم ها صحبت می کند و زمانی که وارد فردیت آدم ها می شویم و می خواهیم درباره احساسات، نیازها، آرزوها، شکست ها و پیروزی هایشان صحبت کنیم. موقعی که کشور درگیر جنگ بود در آن شرایط به طور طبیعی داستان هایی نوشته می شد که شعاری بود؛ بیشتر هیجان زده و سطحی بود و عمق و ژرفا در آثار داستانی آن روزها کمتر یافت می شد. گرچه خود آن داستان ها به لحاظ تحقیقات روانشناختی، جامعه شناسی، هستی شناختی و حتی به لحاظ ادبی ارزش زیادی دارند. اولین کارها اتفاقاً خاص اند، چون شرایط برای واسطه نقل کرده اند. احساسات در آن روزها بکر و تازه بوده، گرچه ممکن است آثار ضعیفی باشند ولی قابل بررسی و توجه هستند. به تدریج که از جنگ فاصله می گیریم به یک ژرفا و عمق در ساختار ادبیات جنگ نزدیک می شویم.
    به نظر می آید آثار خیلی بهتری در سال های اخیر نوشته شده که البته اشکالات خاص خودش را دارد، آسیب شناسی مربوط به خودش را دارد ولی می شود امیدوار بود که اگر ما چشم هامان را باز کنیم و نسبت به ادبیات جنگ و نویسنده هایمان اعتماد کنیم، اجازه بدهیم ادبیات خلق کنند و رمان بنویسند و نه این که بیایند قطعنامه بدهند آن وقت کاری کرده ایم کارستان. توقعمان از رمان جنگ این است که نویسنده ها بیانیه بدهند، قطعنامه بدهند و شعارهایی را بیایند اثبات کنند؛ این واقعاً ادبیات نیست.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۵ بهمن ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • جامعه سیاست زده و ننوشتن!

    جامعه سیاستزده و ننوشتن!

    بخش اول: احتمالا تعریف ما از دین اشکال دارد
    بخش دوم: برنامه های سیما، نازلتر از ذائقه مخاطب

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۳ دی ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • فارسی نویسی

    فارسی نویسی

     
    قسمت اول ، قسمت دوم ، قسمت سوم ( شیوه ی فارسی نویسی)

    قسمت چهارم:

    ادبیاتهیچکس نمی گوید که تمام ترجمه ها و انشاها به زبان ساده ی عوامانه باشد و شعر شکسپیر را چنان نقل کنید که آدم بیسواد هم بفهمد؟ همچنین نمی گوئیم که زبان و سبک انشای ابوالفضل بیهقی را برای اخبار جراید به کار ببرید. تفننات ادبی و ساده نویسی هر یک جای خود را دارد و برای هر مقامی مقالی شایسته است.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۹ دی ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • از گسترش ادبیات عامه‌پسند به ادبیات جدی نمی‌رسیم

    از گسترش ادبیات عامه‌پسند به ادبیات جدی نمی‌رسیم
    مجید قیصری

    مجید قیصری:
    از گسترش ادبیات عامه‌پسند به ادبیات جدی نمی‌رسیم

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۳ دی ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • نقدِ بی نیاز از داستان امروز

    نقدِ بی نیاز از داستان امروز

    نقد فتح الله بی نیاز از داستان امروزفتح الله بی نیاز برای همه علاقه مندان ادبیات داستانی نامی است آشنا. بی‌نیاز مرد اعتدال است. منتها آدم معتدلی که در زمانه مدرن و پسامدرن حضور پیدا کرده است. تئوریهای مدرن و پست‌مدرن این جا و آن‌جا را خوب میشناسد و فقط میماند کمی نبوغ و یک خرده آوانگارد ناگرایی که او دارد و همین‌ها متنهایش را مخاطب‌پذیر کرده است. در مسجد سلیمان به دنیا آمده. سال ۱۳۲۷٫
    سال ۱۳۵۱ از دانشگاه شریف مدرک مهندسی برق گرفته و شده: مهندس فتح‌الله بی‌نیاز!

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۱ آذر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • متون کهن، نویسنده امروز

    متون کهن، نویسنده امروز

    خواندن متون کهن برای نویسنده امروز ضروری است؛ چون مطالعه این متون باعث پرورش ذهن و زبان و عاطفه و ذوق او می‌شود. و نیز می‌تواند از بعضی واژه‌ها و ساختارهای کهن برای ایجاد تنوع در نوشته‌اش استفاده کند.



    متون کهن، نویسنده امروز
    بعضی از کسانی که به نویسندگی علاقه دارند و احیانا در جایی هم می‌نویسند، ارتباطی با متون کهن ندارند و نسبت به مطالعه این آثار احساس نیازی نمی‌کنند.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۹ آذر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • افسون بازی های کلامی کهن

    افسون بازی های کلامی کهن

    بخش اول :
    چکیده:

    افسون بازی های کلامی کهنبازی های کلامی با بهره گیری از بسیاری ظرفیت های مختلف زبان، در یک بستر اجتماعی- فرهنگی، می تواند دست مایه بسیاری از پژوهش های فرهنگی قرار گیرد. در این مقاله سعی شده است که با هدف بررسی انواع بازی های کلامی در ادبیات کهن فارسی به مقوله زبان و بازی پرداخته شود.شاید بسیاری از بازی ها به عنوان یک بازی کلامی شناخته نشوند، اما در اینجا سعی شده است به بازی هایی پرداخته شود که وجه غالب آنها به کارگیری ویژگی های مختلف زبان است و در نهایت نشان  داده شود که چگونه کودک در یک بستر فرهنگی از طریق بازی کلامی به ظرفیت های مختلف زبان دست می یابد.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۴ آذر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • جستاری در نیکی و نیک نامی در ادب فارسی ( قسمت اول )

    جستاری در نیکی و نیک نامی در ادب فارسی ( قسمت اول )

    مقدمهنیکویی در اشعار دیگر شاعران

    نیکویی در شعر سعدیحکایاتی از بوستان با موضوع نیکوکاری


    مقدمه :تو نیکی می کن و در دجله اندازمثل معروفی ، برگرفته از اشعار سعدی است که در پایان مثنویاتش آمده است :

    تو نیکویی کن و در دجله انداز

     که ایزد در بیابانت دهد باز

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۷ آذر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • مرفه با درد!

    مرفه با درد!

    نگاهی به رمان «احتمالاً گم شده ام»

     

    سوال های بی پاسخمرفه با درد!

    رمان «احتمالاً گم شده ام» اولین اثر نویسنده اش سارا سالار است که در زمستان سال گذشته توسط نشر چشمه وارد بازار کتاب شد و در روزهای پایانی تابستان ۸۸ به چاپ سوم رسید. نثری خوشخوان، موضوعی جذاب و روایتی امروزی سه عاملی هستند که بیشترین تاثیر را در اقبال مخاطب به این رمان داشته اند. این رمان با استفاده از زاویه دید من روایت، داستان زنی را پیش چشم خواننده به نمایش می گذارد که تصمیم می گیرد یا مجبور می شود با خودش، خاطراتش و همه زندگی گذشته اش تصفیه حساب کند. تلاش راوی برای بازخوانی گذشته اش، اگرچه آرامش اندکی برای او به همراه دارد، اما به تصفیه حسابی تمام و کمال -به معنای پشت پا زدن به هرچه بوده و نبوده- منجر نمی شود. راوی بی نام رمان «احتمالاً گم شده ام»، زنی است در آستانه ورود به میانسالی و پر از تضادهای درونی. او زنی است از طبقه مرفه جامعه؛ از آنها که ماشین تصادفی را به جای صافکاری، تعویض می کنند، حتی اگر بی ام و آخرین مدل یا چیزی در همین حدود باشد، از آنها که عده یی به راحتی نام شان را با پسوند «بی درد» مزین می کنند. اما او آنقدرها هم «بی درد» نیست، و خوردن کباب توی آن رستوران مکش مرگ مای دربند، از وقتی که سنگینی نگاه پسرک کارگر را روی خودش احساس می کند، دیگر برایش لذت بخش نیست. همسر راوی کیوان، این طور که به نظر می رسد، بیشتر اوقاتش را در سفرهای کاری می گذراند و پسرش سامیار در سن و سالی است که به مهد کودک می رود. منصور، شریک کیوان، علاوه بر کمک هایی که در غیاب کیوان در قبال زن و فرزند او بر ذمه خود می داند، تلاش صادقانه یی دارد که رابطه ای با راوی داشته باشد. راوی از این موضوع مطلع است و سعی می کند با معنا کردن بعضی حرف ها و حرکاتش، مثلاً لبخندهایی که تحویل منصور می دهد، این موضوع را با خواننده هم در میان بگذارد. اما این روایت ماجرای «حال» داستان است، در حالی که راوی بیشتر در «گذشته» زندگی می کند. او دختر بزرگ خانواده یی پدرمرده در زاهدان بوده، که به خاطر کار بیرون از خانه مادرش، مسوولیت نگهداری و مراقبت از دو برادر کوچک ترش را برعهده داشته. آشنایی راوی با دختری به نام گندم در دبیرستان مهم ترین اتفاق دوران نوجوانی اوست. گندم دختری است از خانواده یی متمول، که با پدر و مادربزرگش زندگی می کند و همیشه چند قدمی جلوتر از راوی است. همین موضوع باعث می شود گندم در ذهن راوی تبدیل به موجودی آرمانی شود؛ موجودی که راوی همیشه، خواسته و ناخواسته، دنباله رویش بوده، حتی در اتفاق بزرگ و تاثیرگذاری مانند قبولی در دانشگاه و کندن از شهر و خانواده و آمدن به تهران. اگرچه از هشت سال پیش که راوی با کیوان ازدواج کرده، دوستی اش با گندم را هم قطع کرده، اما هنوز و هنوز، ذهنش درگیر گندم است و هر عمل و عکس العملی را با معیار گندم می سنجد. «احتمالاً گم شده ام» کشمکش راوی است برای کندن از گندم، برای مستقل شدن، حتی به کمک روانکاو. و در پایان، امید به پیدا کردن دوباره گندم و ادامه دوستی قدیمی، در سایه این استقلال نوپا و کمی دیررس. البته رمان گاهی وانمود می کند که راوی و گندم، هر دو، یک نفرند. در این مورد یا باید پذیرفت که این تلاشی است نافرجام برای پیچیده کردن ساختار رمانی که هیچ سنخیتی با این قسم پیچیدگی ها ندارد، یا باید پذیرفت قسمت بیشتر روایت که گندم را شخصیتی عینی و واقعی در کنار راوی نشان می دهد، در پرداخت ذهنیت آشفته راوی موفق نبوده است. سالار داستانش را با نثری گفتاری و زبانی ساده، و در قالب روایت یک روز از زندگی راوی ارائه می کند. انتخاب زاویه دید من روایتی برای این رمان، انتخاب خوبی است که امکان رفت و برگشت ذهن راوی به گذشته و حال را در اختیار نویسنده گذاشته است. به کمک همین رفت و برگشت هاست که خواننده با دنیای گذشته راوی (شهرش، خانواده اش، گندم، پدر گندم و فرید رهدار) و دنیای امروز او (کیوان، سامیار، منصور، دکتر روانکاو و البته بطری آبش) آشنا می شود. امتیاز دیگر این زاویه دید صمیمی شدن لحن روایت و برداشتن فاصله میان خواننده و راوی است؛ چیزی که به همذات پنداری تعبیرش می کنند. پیچیدگی استفاده از این زاویه دید هنگام روایت داستان در زمان حال خودش را نشان می دهد؛ جایی که با یک لغزش کوچک داستان به گزارش تبدیل می شود. در این رمان هم در بخش هایی که درباره دنیای امروز راوی است و به زمان حال روایت می شود، گاه این اتفاق می افتد و راوی به جای داستانگویی، شرح ماوقع و گزارش می دهد؛ مثل صحنه هایی که جابه جا آگهی های تبلیغاتی شهری را برای خواننده توضیح می دهد یا اخبار رادیو را دوباره گویی می کند، یا جاهایی که می خواهد با روایت اتفاقات، کنش ها و واکنش ها، عمل داستانی را پیش ببرد. اینجاها خواننده احساس می کند راوی به جای داستانگویی، صاف زل زده توی چشم هایش و دارد او را بمباران اطلاعاتی می کند.
     

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۳۰ آبان ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش