کامپیوتر علم اطلاعات

شیوه های تبلیغ معنویت های نوظهور

شیوه های تبلیغ معنویتهای نوظهور

جمن ها و یا معنویت های نوین برای دستیابی به اهداف خود از شیوه هایی مختلف و متعدد استفاده میکنند، به این بیان که هر فکر و عقیده ای که بخواهد جای خود را در بین مردم یک منطقه باز کند، می بایست؛ برای تبلبغ خود حرکتی مؤثر داشته باشد.

 

iconبرای دانلود کلیک کنید

icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۹ بهمن ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • ذکر خداوند حدی ندارد (پای درس آیت الله بهجت)

    پای درس آیت‌الله بهجت
    آیت الله بهجت

    ذکر خداوند حدّی ندارد
     

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۸ بهمن ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • هیچ دهان بازی بدون روزی نمی‌ماند!

    هیچ دهان بازی بدون روزی نمی‌ماند!

    رزقپیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فرمود:
    کسی نمی‌میرد مگر این که روزی او کامل شود پس در طلب روزی اعتدال را مراعات کنید. مبادا کندی (و کمی و عقب افتادن) روزی شما را وادار کند برای طلب آن مرتکب گناه شوید; زیرا کسی به نعمت هایی که نزد خداست نمی‌رسد مگر به سبب فرمانبرداری او. بدانید هر کسی بهره‌ای از روزی دارد که ناچار به سراغ او می‌آید، پس کسی که به روزی خودش قانع باشد رزق او مبارک می‌شود و وسعت می‌یابد و کسی که بدان قانع و راضی نباشد مبارک و وسعتی نمی‌بیند. رزق به سراغ آدمی می‌آید همان گونه که مرگ به سراغ آدم می‌آید.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲ بهمن ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • سلوک عرفانی مرحوم سید علی قاضی

    سلوک عرفانی مرحوم سید علی قاضی

    سید علی قاضیآیت الله سید محمد حسین حسینى تهرانى در کتاب روح مجرد مى نویسند:

    یـکـى از دوستان ما که از طلاب نجف بود و سالیانى چند،  محضر مرحوم قاضى رادرک نموده بود، براى حقیر مى گفت : قبل از اینکه با ایشان آشنا شوم، هر وقت ایشان را مى دیدم خـیـلى دوسـت مـى داشـتـم و چـون در سلوک و رسیدن به لقاء الله و کشف وحدت حضرت حق شـرک داشـتـم، بـه ایـن جـهـت از رفـتـن بـه محضر ایشان کوتاه مى آمدم تا وقتى یکى از دوسـتـان شـیـرازى مـا از شـیـراز دو دیـنـار فـرسـتاد تا من خدمت ایشان تقدیم کنم. مرحوم قـاضـى نمازهاى جماعت خود را در منزل خودشان با بعضى از رفقا و دوستان سلوکى به جـمـاعـت مـى خـواندند. من در موقع غروب به منزل ایشان رفتم تا هم نماز را به جماعت با ایـشـان ادا کـنم و هم آن وجه را به محضرشان تقدیم کنم. مرحوم قاضى نماز مغرب را در اول غـروب آفـتاب، یعنى به مجرد استتار قرص خورشید طبق نظر و فتواى خودشان به جـمـاعـت مـى خـوانـدنـد. و الحـق نـمـاز عـجـیـب و بـا حـال و تـوجـهـى بـود. بـعـد، نـوافل و تعقیبات را به جاى آوردند و آن قدر صبر کردند تا زمان عشا رسید؛ آنگاه نماز عـشـا را نـیـز با توجهى تام و طمأنینه و آداب خاص خود به جاى آوردند که حقا در من مؤ ثـر واقـع شـد. پس از نماز عشا، من جلو رفتم و در حضورشان نشستم و سلام کردم و دست ایـشـان را بـوسـیدم و آن دو دینار را تقدیم کردم و در ضمن عرض کردم:

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۸ دی ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • مراتب بیدارى- آیة الله جوادی آملی (۱۰)

    مراتب بیدارى- آیة الله جوادی آملی (۱۰)

    انسانى که بیدار مى‌شود عاملى در بیدارى او نقش دارد و عوامل بیدارى انسان غافل، گوناگون است؛ ممکن است این عامل زنگ خطر دوزخ باشد یا شوق بهشت و یا اشتیاق به لقاى حق . در مناجات شعبانیه آمده است که: “ایقظتنى لمحبتک”(۱) تو مرا براى محبت خود بیدار کرده‌اى، نه براى ترس از جهنم یا شوق به بهشت. بیدارى از خواب ظاهرى هم همین طور است؛ مثلا، کسى که در هنگام نماز صبح، خوابیده است و عاملى وى را بیدار مى‌کند آنچه که مایه بیدارى او مى‌شود، نجات از عذاب دوزخ یا اشتیاق به بهشت و یا اشتیاق به لقاى حق است. انسانى که اهل معصیت و یا اهل توجه به غیر خداست نیز خوابیده است: “الناس نیام فاذا ماتوا انتبهوا”(۲) بیشتر انسان‌ها در خوابند و وقتى که بمیرند بیدار مى‌شوند؛ بر خلاف فرهنگ رایج بین ما که در باره مردگان مى‌گوییم: به خواب ابد فرو رفته‌اند، دین مى‌گوید: مردگان تازه بیدار شده‌اند.بیشتر انسان‌ها در خوابند و وقتى که بمیرند بیدار مى‌شوند؛ بر خلاف فرهنگ رایج بین ما که در باره مردگان مى‌گوییم: به خواب ابد فرو رفته‌اند، دین مى‌گوید: مردگان تازه بیدار شده‌اند. انسانى که در دنیاست و معارف الهى را نمى‌یابد در خواب است؛ اما وقتى مى‌میرد بسیارى از مسائل براى او روشن مى‌شود و در حقیقت، مرگ سرآغاز بیدارى است.

    انسانى که در دنیاست و معارف الهى را نمى‌یابد در خواب است؛ اما وقتى مى‌میرد بسیارى از مسائل براى او روشن مى‌شود و در حقیقت، مرگ سرآغاز بیدارى است و اگر برزخ یا قبر را مرقد یعنى خوابگاه مى‌نامند براى آن نیست که انسان در آن جا در خواب است چون برزخ نسبت به دنیا بیدارى است؛ بلکه براى آن است که برزخ نسبت به قیامت کبرا خواب است؛ زیرا بسیارى از امور بعد از مرگ و در برزخ نیز براى انسان روشن نیست؛ ولى در قیامت کبرا روشن مى‌شود. از این رو انسان‌هاى برانگیخته شده از قبر در روز بعث مى‌گویند: “من بعثنا من مرقدنا”(۳) چه کسى ما را از خوابگاهمان مبعوث کرده است؟ به هر حال، همان گونه که عوامل بیدارى انسان گوناگون و مراتب بیدارى وى متفاوت است، زاد و توشه‌اى هم که بعد از بیدارى براى سفر خویش فراهم مى‌کند مختلف است؛ کسانى که از همان آغاز، زنگ بیدارى را محبت حق مى‌دانند قهراً زاد و توشه‌اى هم به اندازه همین سفر تهیه مى‌کنند.

    پی‌نوشت‌ها:

    ۱- مفاتیح الجنان، مناجات شعبانیه.

    ۲- بحارالانوار، ج ۴، ص ۴۳/ اصول کافى، ج ۲، ص ۲۴۰٫

    ۳- سوره یس، آیه ۵۲٫

    منبع: کتاب مراحل اخلاق در قرآن، آیة الله جوادی آملی.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۲ دی ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • آدمها هنگام مردن چه می‌گویند؟ آماده مرگ باش سفر آخرت نزدیک است – قسمت سوم

    آدمها وقت مردن چه می‌گویند؟

    آماده مرگ باش سفر آخرت نزدیک است – قسمت سوم
    مرگآنچه گذشت: قسمت اول   ؛   قسمت دوم

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۶ دی ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • توصیف خداوند آنگونه که باید باشد

    توصیف خداوند آنگونه که باید باشد

    سی و یکمین حدیث از چهل حدیث حضرت امام خمینی (ره) در خصوص عدم توانایی در توصیف حق، عدم امکان علم به حقیقت اسماء و صفات پروردگار، معنای تفویض امر به رسول الله، حقیقت عصمت و… می باشد.

    این شماره از چهل حدیث با روایتی از امام باقر(ع) آغاز می گردد: زراره به نقل از امام باقر(ع) گفته است:

    " همانا خدای عزوجل وصف نمی شود. چگونه به وصف درآید در حالی که در کتاب خود فرمود:خداوند را آن گونهکه حق تعظیم است، تعظیم نکردند، پس خداوند به عظمت و وصفی، وصف نگردد، مگر آن که حق تعالی بزرگتر از آن است و همانا پیامبر- صلی الله علیه و آله-  به وصف در نیاید و چگونه توصیف شود بنده ای که خدای متعال او را به هفت حجاب پوشانده و اطاعت او را در زمین مثل اطاعت خود در آسمان قرار داده است؟

    پس [خداوند] فرمود: آنچه پیغمبر برای شما آورد آن را بگیرید و آنچه را نهی کرد از آن خود داری کنید. پس کسی که او (رسول) را اطاعت کند مرا اطاعت نموده است و کسی که او را نافرمانی کند، مرا نافرمانی کرده است و خداوند امر را به سوی او (رسول الله) واگذار نمود و ما نیز وصف نمی شویم. چگونه قومی وصف شوند که خداوند پلیدی را که همان شک است از آنها برداشته است و مومن نیز وصف نمی شود، مومن چون برادر [دینی] خود را ملاقات کند و با او مصافحه نماید پیوسته خداوند به آنها نظر می کند و گناهان آنها را می ریزد، آن گونه که برگ از درخت فرو می افتد."

    منظور از عدم توصیف حق

    این که در این روایت ذکر شده است که خدای متعال به وصف در نمی آید، اشاره به توصیفاتی است که برخی از اهل جدل و متکلمین عنوان کرده اند، که این توصیفات مستلزم تشبیه و تعیین حدود برای پروردگار می باشد. روایتی در کافی از امام صادق (ع) آمده است که در باب نهی از توصیف است:

    " عبدالرحیم می گوید: توسط عبدالملک به امام صادق (ع) نوشتم که طایفه ای در عراق خداوند را به صورت تخطیط (دارای رگ و پی و با شکل و شمایل) وصف می کنند! پس اگر صلاح می دانید مذهب صحیح را در توحید وصف فرمایید.

    حضرت مرقوم فرمود: خدا تو را رحمت کند!… مذهب صحیح در توحید آن است که قرآن به آن نازل شده است. پس از خداوند بطلان و تشبیه را نفی کن؛ اما صفات را نفی نکن که آن نیز بطلان است و نیز صفات شبیه به خلق را برای او ثابت مکن که آن تشبیه است. خداوند "الله" ثابت و موجود است و از آنچه وصف کنندگان وصف کنند بزرگتر می باشد، از قرآن بعد از بیان و تعلیم الهی تجاوز نکنید که به گمراهی خواهید افتاد."

    البته منظور از این حدیث آن نیست که مطلقاً نباید و نمی توان در صفات الهی تفکر کرد و نبایستی مطلقاً حق را توصیف نمود؛ زیرا در این حدیث افراد را از تشبیه نهی نمود و از این که ذات اقدس پروردگار به صفاتی وصف شود که از صفات مخلوقات و ملازم با امکان و نقص می باشد بر حذر داشت. در حالی که توصیف پروردگار به آنچه لایق ذات اوست، مورد تایید و تاکید کتاب و سنت است.

    بی تردید کسانی که باعقل ناقص خود بخواهند خداوند را وصف کنند، به ضلالت خواهند افتاد. انسان تا گرفتار حب نفس باشد از رسیدن به معارف الهی باز خواهد ماند، و اگر دستی از غیب همراه او نشود معلوم نیست که امرش به کجا منتهی گردد.

    عدم امکان علم و اطلاع به حقیقت اسماء و صفات الهی

    ادراک حقیقت اوصاف پروردگار و احاطه بر آنها از تیررس برهان و عرفان به دور است و آنچه اهل برهان و عرفان در این خصوص ذکر کرده اند، خود حجابی غلیظ است که پاره کردن آن توفیقات حق تعالی را می طلبد. البته بایستی در این راه با پرداختن به علوم مربوط، کار خود را آغاز کرد و اگر این علوم راه به جایی نبرند، انسان را در عوالم دیگر مفید خواهند بود.

    همچنین باید دانست که معرفت به کمال حضرت ختمی مرتبت و انبیای معظم و اولیای معصومین نیز با فکر و آفاق ممکن نمی باشد، زیرا آن بزرگواران مظاهر تام و تمام جلال و جمال خداوند هستند. روایتی را در اینجا ذکر می کنیم:

    جابر می گوید: " ازامام باقر(ع) درباره علم عالم (پیامبر و امام) پرسیدم. حضرت فرمود: ای جابر! همانا در پیامبران و اوصیا پنج روح است: روح القدس، روح ایمان، روح حیات و زندگی، روح قوه و روح شهوت. ای جابر! ایشان به وسیله روح القدس امور و مطالب زیر عرش را تا زیر خاک می دانند. سپس فرمود: ای جابر! این چهار روح اخیر را پیشامد و آفت می رسد؛ اما روح القدس بازی و یاوه گری ندارد."

    از این حدیث معلوم می شود که برای انبیا و اوصیا مقام والایی است که آن را روح القدس می گویند و به خاطر آن به ذرات کائنات احاطه علمی و قیومی دارند و در آن نقصی نیست. آری! اولیایی که خداوند با دو دست قدرت جمال و جلال خود وجود آنها را سرشته و حقایق را به آنها تعلیم داده است، دست کسی به آنها نمی رسد.

    معنای تفویض امر به رسول الله (ص)

    در خصوص تفویض، مطالبی در بحث جبر و تفویض آمده و آن عبارت است از این که خداوند متعال در امری- چه بزرگ و چه کوچک- خود را نعوذبالله- منعزل کند و امر آن را به موجودی چه کامل و چه ناقص- واگذار نماید. این نکته در هیچ امری نه در تشریع و نه در تکوین و سیاست بندگان و در هیچ مورد دیگرممکن نیست. نقطه مقابل آن جبر است و آن به معنای سلب آثار مخصوصی از مراتب وجود می باشد، که این نیز پذیرفته نیست. اخباری که جبر و تفویض را رد می کنند، این معنای جبرو تفویض را مورد نظر دارند، و نیز برخی روایات که تفویض امر به رسول خدا (ص) را اثبات می کنند غیر از تفویض به معنایی است که گفته شد؛ مثل چند رکعت اضافه نمودن بر نمازها، استحباب روزه شعبان و … در خصوص تفویض امر به رسول الله (ص) در این گونه امور توجیه اینها آن است که خدای متعال پس از آن که پیامبر(ص) را تکمیل فرمود، به طوری که هیچ امری غیر حق و صواب به خاطر مبارکش خطور نکند تعیین برخی امور را به او تفویض نمود. مثل زیاد کردن تعداد رکعات فرایض و تعیین نوافل در روزه و نماز و… و این کار نوعی شرف و کرامت برای آن حضرت است. البته توجیهات دیگری هم در این امر وجود دارد؛ اما در هیچ کدام از اینها مقدار تفویض عنوان نشده است. برخی مانند مجلسی این اعتقاد را که تمام امور مربوط به ایجاد و مرگ  رزق و زندگی به دست کسی غیر خداوند باشد موجب کفر دانسته اند، ولی تفویض برخی امور مانند تعلیم و تربیت خلق و منع و بخشش در انفال و جعل برخی احکام را صحیح می دانند.

    باید دانست که در رد تفویض به آن معنا که دست پروردگار در امر مورد نظر بسته بماند، و اراده و قدرت بنده مستقل باشد، هیچ اختلافی میان بزرگان نیست وتمام ذرات هستی در تحت اداره حق هستند و استقلالی ندارند بلکه فقیر محض و محض فقرند.با این حساب همچنان که ما افراد ضعیف به انجام دادن برخی امور توانا هستیم، بندگان خاص خدا و ملائک مقرب نیز به برخی امور بزرگ مثل رزق و مرگ و زندگی توانا هستند. اینها تفویض باطل نیست. همین طور اگر ولی کامل الهی نیز بر این امور توانا باشد، این توانایی تفویض محال نمی باشد و نمی توان آن را باطل شمرد.

    براساس این مطلب تفویض و واگذاری امور بندگان به انسان کاملی که اراده اش جز اراده حق نباشد و حرکتش همان باشد که خواست خداست منعی ندارد؛ بلکه حق است و حقیقتاً تفویض نمی باشد ( به معنایی که تفویض باطل از آن برداشت گردد).

    مقامات ائمه علیهم السلام

    برای اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام  مقامات و مراتبی است که فکر و ذهن بشر به آن راه ندارد. چنان که از روایات بر می آید که آن بزرگواران در مقام روحانیت با رسول خدا (ص) شرکت دارند و انوار مطهر آنها قبل از خلقت عوالم به تسبیح خداوند مشغول بوده اند.

    همچنین روایاتی که در باب طینت بدنها و ارواح و قلوب آن بزرگواران و علوم اعطایی به آنها وارد شده است، گویای آن است که فضایل و کرامات و مراتب آنها به حدی است که عقل انسان را حیران می کند و به اسرار آنها کسی آگاه نمی گردد، جز ذات مقدس آنها، و در روایتی که در ابتدای این نوشتار آمد به یکی از این فضائل اشاره شده است و آن مبتنی بر آیه تطهیر می باشد و گویای آن است که خداوند متعال هر گونه پلیدی را از وجود مبارک آنها زدوده است. این نکته از طریق عامه و خاصه به تواتر رسیده است. "رجس" که در این روایت آمده است برخی آن را به شک تفسیر کرده و برخی پاکی از تمام عیوب دانسته اند. نیز عصمت حالتی است نفسانی و نوری که از نور ایمان کامل و یقین حاصل می گردد و آنچه از نوع گناه و خطا از انسان سر می زند به دلیل ضعف ایمان است و یقین کامل انبیاء و اطمینان تام و تمام آنها به دلیل مشاهده حضور بر حق است. البته یقین مراتبی دارد، چنان کهیقین امام علی (ع) او را به جایی رسانده است که می گوید: "اگر همه عالم را به من بدهند تا مورچه ای را که حبه ای را برداشته است، ظلم کنم، نخواهم کرد."

    پاک بودن آن بزرگواران از پلیدی و شک و زدودن کدورت و تیرگی عالم طبیعت از وجود آنها مقاماتی را ارزانی شان نموده است که به وصف و بیان در نمی آید.

    ایمان به وصف نمی آید

    ایمان نیز از کمالاتی است که کسی به حقیقت آن آگاه نمی گردد، حتی خود مومنان نیز تا زمانی که  در این عالم طبیعت هستند، از کرامات و مقاماتی که نزد خداوند دارند با خبر نیستند؛ و این طبیعت قضیه است، به طوری که اخبار و آیات مبنی بر پاداش های الهی را با پاداش های سلاطین و شاهان مقایسه می کنند، در حالی که این قیاس باطل است.

    حدیثی که در ابتدای نوشتار آمد به کرامتی برای مومنان اشاره کرده است و آن این که هر گاه دو مومن همدیگر را ملاقات و مصافحه نمایند خداوند به آنها توجه نماید و گناهانشان، همچون ریزش  برگ از درخت، می ریزد. خدا می داند که این نظر و اقبال چه کرامت ها و شرافت هایی برای مومنان دارد.

    در این زمینه روایات فراوان است و ما به همین اکتفا می کنیم.

    توصیف خداوند آنگونه که باید باشد

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۶ دی ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • صداقت؛ راه نجات

    صداقت؛ راه نجات

    بسوی آرمانشهر
    (۳)

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۴ آذر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • چگونه قرآن بخوانیم؟

    چگونه قرآن بخوانیم؟

    آیة الله امجد می‌فرماید:

    «هر گاه از علامه طباطبایی می‌پرسیدم: چگونه قرآن بخوانیم؟ می‌فرمودند:

    «توجه داشته باشید که کلام الله است.»

    در اینجا مناسب است به دو روایت بسیار لطیف و عمیق اشاره شود که اگر معنای ژرف و خاص «تجلی» را بدانیم و التفات داشته باشیم که کلام از متکلم جدا نیست، آن دو را جامع‌ترین روایت در معرفی قرآن خواهیم دانست:

    ۱- حضرت مولی الموحدین علی علیه السلام می‌فرمایند:

    «فتجلی ـ سبحانه ـ لهم فی کتابه من غیر أن یکونوا رأوه بما أراهم من قدرته؛ پس خداوند سبحان، در کتابش (قرآن) بر بندگان، بی آن که [بتوانند] او را ببینند، تجلی کرد به آنچه از توانایی‌اش به آنان نشان داد.»

    ۲- حضرت صادق علیه السلام فرمودند:

    «(والله) لقد تجلی الله لخلقه فی کلامه ولکنهم لایبصرون؛ (به خدا قسم که) خداوند در سخن خویش (قرآن) بر آفریدگان خود تجلی کرده، اما آنان او را نمی‌بینند ( و توجه ندارند.) »

    لینک مطالب مرتبط :

     - یک نصیحت از یک علامه 

     - تذکرات اخلاقی از علامه طباطبائی 

     - دلائل بدعاقبتی 

     - درخواست یک جوان از علامه طباطبایی 

     - صبر در مقابل اهانت 


    چگونه قرآن بخوانیم؟

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۶ آذر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • دید! دید! یک پیامک جدید – قسمت چهارم: راهکاری برای کاربران گناهکار

    دید! دید! یک پیام جدید
     

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۶ آبان ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش