کامپیوتر علم اطلاعات

مراقب انفجارشان باشید

اگر بچه های شما پشت سرهم به دنیا آمده اند و مدام با هم دعوا می کنند، این توصیه های روانشناسان را به کار گیرید، تا مشاجره آن ها به حداقل برسد.

 

از دور کنترل شان کنید
دعوای میان خواهرها و برادرها، غیرقابل اجتناب است و نقش مهمی در شخصیت آنها بازی می کند. اجازه بدهید بچه ها با هم بحث کنند. هرگز در دعوای آنها مداخله نکنید. مگر آنکه سلامت آنها در خطر باشد، در صورتی که شما مرتباً، فرزندان خود را ساکت کنید، درست است که آنها را از دعوا کردن باز می دارید اما باعث می شوید ناگهان منفجر شوند! در صورت  مداخله به چشمان آنها نگاه کنید و در حالی که با آنها حرف می زنید، دست و شانه هایشان را لمس کنید تا مطمئن شوند که در کنار شما حمایت می شوند. هرگز این سؤال را نپرسید که “چه کسی شروع کرد؟”

 

بعضی ساعت ها را به طور شخصی به آنها اختصاص دهید

به فرزندانتان ثابت کنید که عشق شما برای هر یک از آنها به یک میزان است. بهترین کار آن است که وقتی را به بودن همراه آنها در فعالیتی که به آن علاقه دارند، اختصاص دهید. به همراه فرزند بزرگ تان، به سینما بروید و با فرزند       کوچک تان، کارتون ببینید.

 

متفاوت باشید
در صورتی که با همه فرزندانتان به یک شکل برخورد نکنید، این احتمال وجود دارد که با دست خودتان، آتش حسادت و دعوا را برافروزید. برای پیشگیری از هرگونه حسادت با هر یک از کودکان تان آن گونه که او می خواهد رفتار کنید. نه مثل خواهر و برادرهایش…

 

قوانین را، مجدداً یادآوری کنید
وقتی دعوا تمام شد و سر و صداها خوابید، درباره دلیل دعوا سؤال کرده و قوانینی را که برای فرزندانتان مقرر کرده اید، یک بار دیگر به آنها یادآوری کنید. مثلاً بگویید: “کتک کاری، مو کشیدن، گاز گرفتن و … ممنوعه! دیگه نمی خوام تو خونه شاهد این کارا باشم.”

 

با کودکتان صحبت کنید
در روانشناسی، تکنیکی وجود دارد به نام احساس کردم، احساس کردی، پیدا کردیم. به کودکتان بگویید: “منم وقتی خیلی کوچک بودم با برادرم دعوا می کردم. خیلی زشت و بد بود. می خوای داستان بدترین دعوامونو برات تعریف کنم.” 

مهم آن است که طی داستان خود به او بفهمانید، مشکلات را می توان، با حرف زدن بر طرف کرد.

 

آگاهانه تنبیه کنید

در صورتی که شاهد دعوای بچه ها بودید، به هیچ وجه یکی از آنها را تنبیه نکنید. بهتر است برای همگی آنها، تنبیه سبکی انتخاب کنید. در صورتی که یکی یا همگی آنها را به شدت تنبیه کنید، یک اتفاق ساده را به یک احساس نفرت همیشگی، تبدیل خواهید کرد.

 

از خودتان بپرسید
در صورتی که از دعوای بچه ها کلافه شدید، از خودتان بپرسید که آیا شما با برادر و خواهرهایتان دعوا نمی کردید؟ آیا قوانین را برای فرزندانتان مشخص کرده اید؟ آیا با یکی از کودک تان، خوش برخوردتر از دیگران نیستید؟ گاهی اتفاق افتاده که شما ناآگاهانه طرف یکی از فرزندانتان را بگیرید. به هر حال سعی کنید با صحبت کردن با کودکانتان مسائل را حل کنید.

 

هرگز با همسرتان، جلوی فرزندانتان بحث نکنید
فراموش نکنید که فرزندانتان از همان سنین کودکی متوجه عکس العمل های شما می شوند. والدینی که با هم بحث می کنند الگوی کودکانشان می شوند. این کودکان بی دلیل با خواهر و برادرهایشان دعوا می کنند تا تنها، شلوغ کرده باشند. از نظر روانی این گونه کودکان خود را فدا می کنند تا دعوای والدین بخوابد و از جدا شدن آنها، از هم جلوگیری کند.

 

مثبت باشید
همیشه با کودکانتان، مثبت صحبت کنید. چرا می خواهید همیشه به جنبه منفی قضیه نگاه کنید؟ اگر کنار هم نشسته اند و در بازی مشاجره می کنند، به آرامی به آنها بگویید «چقدر با هم توپ بازی می کنید» یا «شما که با هم خوب بازی می کردید». و از گفتن «شما همیشه با هم دعوا می کنید»خودداری کنید.

از امام صادق روایت شده : فرزند سه حق بر گردن پدر دارد، انتخاب مادری خوب برای او، نامگذاری خوب و کوشش در تربیت او *.

پی نوشت: منتخب میزان الحکمه، ص ۶۱۴

 

منبع: ماهنامه اموزشی اطلاع رسانی کودک

 

funpatogh . com

 

iconبرای دانلود کلیک کنید

icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱ بهمن ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • گفتنی‌ها کم نیست، من و تو کم گفتیم

    بسیاری از افراد بدون هیچ شناختی بایکدیگر پیوند زناشویی می‌بندند، درحالیکه حتی از شیوه ارتباط با یکدیگر و خصوصیت عمومی مردان و زنان نیز آگاهی ندارند. نکات زیر به ما کمک می‌کند تا شناخت بهتری از همسرانمان داشته باشیم و از تنش در روابط پیچیده امروزی در خانواده پیشگیری کنیم.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۳۰ دی ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • نفوذ درقلب دیگران بدون جراحی!

    دیدن، شنیدن و گفتن ۳ وسیله مهم برای برقراری ارتباط با اطرافیان است. در نگاه اول همه چیز بسیار ساده و پیش پا افتاده به نظر می‌رسد، اما شاید تعجب کنید اگر بدانید ده‌ها و احیانا صدها کتاب در زمینه ی چگونگی به‌کارگیری این حواس برای ایجاد ارتباطی موثر نوشته شده است.

    در این مقاله ده پیشنهاد برای بهتر وراحت تر ارتباط برقرار کردن را مطالعه می کنید :
    مدیریت احساسات خود را به دست گیرید
    «اگر می‌خواهید شاد باشید، شادمانه رفتار کنید».

    احساسات هر فرد قبل از هر چیز روی خود او تاثیر خواهد گذاشت. شما می‌توانید از این خاصیت به نفع خود بهره ببرید. اگر احساسات منفی شما را اذیت می‌کنند، با مدیریت و کنترل آنها می‌توانید از شر آنها رهایی پیدا کنید. وضعیت بدن خود را تغییر دهید (اگر حرکت می‌کنید، بنشینید و بلند شوید)‌ و مطابق با احساسی که دوست دارید رفتار کنید. اگر با اطرافیان خود با روحیه‌ای شاد و مثبت برخورد کنید، تاثیر بهتری روی آنها خواهید داشت.

     

    کمی از منطق فاصله بگیرید
    «در برخورد با مردم به خاطر داشته باشید آنها بیش از آن که منطقی باشند، احساساتی‌اند».

    این یک نکته کلیدی است. منطق بسیار خوب است، اما در برخوردها و در زندگی روزمره، ما موجوداتی احساساتی هستیم. ما احساسات خود را به اطرافیان خود انتقال می‌دهیم و متقابلا احساسات آنها را دریافت می‌کنیم. این یکی از دلایلی است که گفته می‌شود در ارتباط با مردم زبان بدن (حالت‌های چهره و وضعیت بدن) و تن صدا بیش از ۹۳ درصد کار را انجام می‌دهد.

    معانی عمیقی در زیر کلماتی که به کار می‌بریم نهفته‌اند ،اما زبان، بدن و تن صدا، احساسات و افکار واقعی ما را آشکار می‌سازند. به این دلیل است که توانایی تغییر و کنترل احساسات و داشتن روحیه‌ای مثبت در حین برقراری ارتباط اهمیت پیدا می‌کند. روحیه و احساسات شما تاثیر بسزایی بر نحوه گفتار و حالت‌های چهره و در نهایت بر روابط شما با اطرافیان دارد.

     

    بهتر است از سه چیز اجتناب کنید
    «هر نادانی می‌تواند انتقاد، محکوم و عیبجویی کند، اما صبور و بخشنده بودن نشانه شخصیت و خویشتنداری شماست».

    ممکن است نتوان براحتی از هر سه این موارد اجتناب کرد. اغلب برخوردها یا حتی ارتباطات ما از طریق این سه مورد منفی ایجاد شده و ادامه می‌یابد. انتقاد، عیبجویی و محکوم کردن نوعی لذت غیرعادی ایجاد می‌کند. با این کارها ممکن است احساس کنید اهمیت بیشتری دارید، اما در نهایت این سه مورد  ،رفتاری منفی هستند که روابط شما را محدود می‌سازند.

     

    یادآوری نکات منفی و اغراق در آن روحیه، انگیزه و سلامت روانی شما را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد، و این می‌تواند شما را در دام یک چرخه ی منفی از عیبجویی و انتقاد مداوم گرفتار سازد و در نتیجه همیشه به دنبال یافتن یک مقصر باشید.  با چنین روحیه‌ای اشاعه‌دهنده و دریافت‌کننده ی احساسات منفی نیز خواهید بود، اما مردم به طور کلی به دنبال احساسات خوب هستند، بنابراین چنین رفتاری می‌تواند موانعی جدی در روابط شما با اطرافیان ایجاد کند.

     

    چه چیز اهمیت دارد؟
    «راه اصلی برای تسخیر قلب انسان این است که با او درباره چیزهایی که بیشترین اهمیت را برایش دارند، صحبت کنید».

    یک پند بسیار مفید و عالی: زیاد درباره خود و زندگیتان صحبت نکنید. به جای این کار ، به صحبت‌های بقیه گوش دهید، اما اگر آنها حرف‌های نامربوط می‌زنند، اگر متقابلا به حرف‌های شما گوش نمی‌دهند و علاقه‌ای به داستان زندگی شما ندارند، می‌توانید محیط را ترک کنید. چیزهایی که مردم اغلب به آنها اهمیت می‌دهند، عبارتند از عقاید، کودکان، یک سرگرمی مخصوص، شغل و…

     

    به اطرافیان خود بیشتر توجه کنید
    «اگر مردم را دوست داشته باشید، در مدت ۲ماه خیلی بیشتر از آن دوست پیدا خواهید کرد، تا این که ۲ سال سعی کنید دیگران را نسبت به خود علاقه‌مند سازید».

    بسیاری از مردم روش دوم را به کار می‌گیرند ، یعنی تلاش می‌کنند دیگران آنها را دوست داشته باشند، اما این راه چندان موثر نیست. این روش به این دلیل جذاب است که باعث رضایت دائمی از من، من و من می‌شود، اما دوست داشتن دیگران، شاید به این دلیل که قانون رابطه ی متقابل در مردم قوی است، تاثیر بیشتری دارد. مردم همان گونه با شما رفتار می‌کنند که شما با آنها رفتار می‌کنید. آنها را دوست داشته باشید ، آنها شما را دوست خواهند داشت.

    مایلم در اینجا این نکته را نیز اضافه کنم که موضوع مهم در این زمینه این است که صمیمانه و صادقانه به سایرین عشق بورزید. علاقه خالصانه شما از طریق زبان بدن و تن صدای شما انتقال می‌یابد.

     

    سکان زندگی را به دست گیرید

    «کسانی که به دنبال تشویق بیرونی هستند، شادی خود را در دست دیگران جستجو می‌کنند».

    یکی از مهم‌ترین روش‌ها برای بدبخت کردن خود این است که بیش از اندازه به ارزیابی‌های اطرافیان خود اهمیت دهید. ارزیابی بیرونی به معنای ارزشی است که دیگران به رفتار و گفتار شما می‌دهند، این که مثلا بگویند شما زیبا، باهوش و موفق هستید. این وضعیت شما را تحت کنترل سایرین قرار می‌دهد و قضاوت آنها را به یک اهرم فشار روانی تبدیل خواهدکرد. یک روز احساس شادی و موفقیت می‌کنید، روز دیگر حالتان آنقدر بد است که باید در رختخواب بمانید.

    اما اگر تنها به قضاوت خود متکی باشید، سکان زندگی را به دست می‌گیرید و احساسات خود را کنترل می‌کنید، نه به آن معنا که از انتقادهای اطرافیان خود استفاده نمی‌کنید. بلکه منظور این است که عیبجویی‌های دیگران زندگی شما را بیش از حد تحت تاثیر قرار نخواهد داد.

     

    آنها باعث پسرفت شما نخواهند شد
    «به جای این که نگران باشید مردم درباره شما چه می‌گویند، چرا سعی نمی‌کنید کاری انجام دهید که تحسین آنها را برانگیزد.»

    اهمیت دادن بیش از اندازه به آنچه مردم می‌گویند، یک غول خیالی از آنها در ذهن شما می‌سازد. برای مثال ممکن است فکر کنید هر کاری را انجام دهید مردم شما را محکوم خواهند کرد. ممکن است این طور باشد، اما مردم اغلب درگیر گرفتاری‌های زندگی خود هستند و چندان به کارهای شما اهمیت نمی‌دهند. اگرچه ممکن است این وضعیت ناامیدکننده باشد، اما از طرف دیگر باعث راحتی خیال خواهد شد و به شما کمک خواهد کرد موانع داخلی را که شما را از انجام کارهایتان باز می‌دارد کنار بزنید.

    همان طور که کم‌کم یا در یک حرکت ناگهانی این موانع را کنار می‌گذارید، بیشتر به خود اهمیت خواهید داد، اعتماد به نفس بیشتری پیدا خواهید کرد و شانس بیشتری برای موفقیت خواهید داشت، در نتیجه احساسات مثبت بیشتری در وجود شما ایجاد شده و احساسات منفی برطرف خواهدشد. در این صورت در ایجاد رابطه با اطرافیان موفق‌تر عمل می‌کنید و مهارت‌های اجتماعی شما ارتقا پیدا خواهد کرد.

     

    چه نفعی به حال من دارد؟
    «تنها یک راه وجود دارد که هر چیزی را می‌خواهیم به دست آوریم و آن این که سایرین را به آنچه می‌خواهیم علاقه‌مند سازیم.»

    اگر می‌خواهید کسی کاری برای شما انجام دهد، ببینید آیا او به انگیزه شما برای انجام آن کار اهمیت می‌دهد؟ شاید او اصلا علاقه‌ای به آنچه که شما می‌خواهید نداشته باشد.  او می‌خواهد بداند این کار چه نفعی برایش دارد. پس برای این که به خواسته خود برسید، مزایای انجام آن کار را توضیح دهید.

    سعی کنید این کار را صادقانه و با نگرشی مثبت انجام دهید. اگر دلیل شما برای این کار موجه نباشد یا به صورتی قاطعانه و با اعتماد به نفس بیان نشود، ممکن است طرف شما را متقاعد نسازد و بنابراین هر دوی شما از مزایای انجام آن کار محروم شوید.

     

    چگونه در یک بحث پیروز شویم‌
    «بهترین راه برای پیروز شدن در یک بحث و جدل این است که از آن اجتناب کنید.»

    درگیر شدن ۲ نفر در یک بحث و این که هردو بخواهند از مواضع خود جداگانه دفاع کنند، رابطه آنها را دچار مشکل خواهد کرد. تنها نتیجه‌ای که از یک مشاجره عاید خواهد شد، این است که تا مدت‌ها پس از آن هر دوی شما احساسی منفی نسبت به یکدیگر خواهید داشت و هر دوی شما در این دید منفی نسبت به یکدیگر غرق خواهید شد. خودداری از بحث‌ها و مشاجرات غیر ضروری مهمترین پیروزی خواهد بود.

     

    سخنان شما بیش از آنچه فکر کنید، اهمیت دارند
    «تنها و تنها ۴ راه برای برقراری ارتباط با دنیا وجود دارد. ما از طریق این ۴‌وسیله ارتباطی ارزیابی و طبقه‌بندی می‌شویم: چه‌کار می‌کنیم، چگونه نگاه می‌کنیم، چه می‌گوییم و چگونه می‌گوییم.»

    با وجود اهمیتی که هر کدام از این ۴ مورد دارند، اما بیشتر روی سومین آنها  یعنی این که چه می‌گوییم – تاکید می‌شود.

    اغلب مردم در اولین ملاقات خود با سایرین به شکلی ناخودآگاه آنها را ارزیابی می‌کنند. ذهن به این ترتیب مردم و چهره‌ها را سازماندهی می‌کند. بنابراین درباره نحوه نگاه خود و این که اولین احساسی که ایجاد می‌کنید چگونه خواهد بود فکر کنید. درباره زبان بدن و این که جملات را چگونه بیان می‌کنید بیندیشید.

    درباره این که چه احساسی دارید فکر کنید ، به این دلیل که احساس شما بر دنیای اطرافتان تاثیر می‌گذارد و دنیا نیز تاثیر متقابلی بر شما دارد.

    منبع :جام جم  آنلاین – باتغییر

     

    funpatogh . com

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۰ دی ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • تأثیر عشق‌ورزی والدین به یکدیگر بر سلامت فرزندان

    بعضی از والدین به دلیل ترس از بدآموزی برای فرزندانشان، از ارتباط‌های ساده و صمیمانه- حتی ابراز محبت‌های معمولی در حضور بچه‌ها هم پرهیز می‌کنند…

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۸ آبان ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • مادر شوهر را اینگونه برای خود negah دارید


    ۱ )سالروز تولدو یا حتی سالروز ازدواج مادرشوهرتان را به خاطر داشته باشید.معمولا خیلی کم پیش می آیدکه یک خانم جوان با به خاطر داشتن سالروز تولد مادر شوهرش,بدون آنکه از هیچ یک از اعضای فامیل و نزدیکانو یا همسرش سئوال کند برنامه ای غیر منتظره ترتیب داده و موجب خوشحالی بی اندازه مادر شوهرش شود.اما شما می توانید یکی از آنها باشید.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۳ آبان ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • ازدواج با همکار آری یا خیر؟

    وقتی می شنو ند با همکارت ازدواج کرده ای دهانشان از ذوق آنقدر باز می شود که مکنونات قبلی شان را هم می توان دید: «خوش به حالت». به گمانشان بر اسب سفیدی سوار شده ای که هیچ سپاهی یارای پیاده کردنت را ندارد، چرا که تو همسفری داری متناسب و عشقی که از شباهت ها سیراب می شود، اما وقتی ورق بر می گردد تو همان سوار سیاه پوشی می شوی که فقط  گمان همراهی با همنشینی ایده آل را داشته ای.

     

    برای ازدواج کردن باید هنرمند بود، اینکه از میان جمعیت میلیونی شهر کسی را پیدا کنی که همفکر و هم عقیده ات باشد، چیزی جز هنر و مهارت نمی طلبد. این موجود ایده آل می تواند هر کسی باشد، شاید جوانی از دل فامیل یا شاید صد پشت غریبه. اما وقتی غریبه ها آشنا می شوند شباهت ها کار خودشان را کرده اند. بعضی ها می گویند اهل فامیل بهترین گزینه برای ازدواجند. ولی بعضی ها شعری می خوانند که «من از بیگانگان هرگز ننالم». اما آنها که اندیشه ای متفاوت دارند دنبال کسی می گردند که نه در فامیل و کوچه و خیابان که همنشینی روزانه در محیط کار است.

     

    در محل کار همه جور آدمی پیدا می شود. از مبادی آداب ترین افراد تا انسان های حراف. بعضی هم صورتی اند یا نارنجی، بعضی هم قرمز دو آتشه یا آبی. بعضی ها اما اهل صلحند و سر در لاک خویش می برند و با آنانی که از قماش جنجالند کاری ندارند. ولی نمی شود کاری کرد. بعضی وقت ها صورتی ترین آدم ها مفتون قرمزترین ها می شوند و آبی ها خواهان نارنجی ها. آنها فکر می کنند همانی را که در آرزوهایشان می پرورانده اند پیدا کرده اند کسی که بهترین همسفر تا آخر عمر است. اما علی اصغر احمدی روانشناس و صاحبنظر در امور خانواده در این باره آنقدر مستدل حرف زد که متقاعد شدیم آدم های محیط کار شباهت کمی به اصل وجودی شان دارند. او می گوید: آدم ها در محیط کار تنها لایه های ظاهری شخصیتشان را نشان می دهند ، نه تمام لایه ها را . ما همواره ماسک هایی همراه داریم که وقتی وارد محیط کار می شویم به چهره می زنیم تا ظاهری موجه داشته باشیم. به همین جهت وقتی از او خواستیم تا محاسن و معایب ازدواج با همکار را برایمان فهرست کند، اینگونه سخن آغاز کرد:

    «ازدواج با همکار تابع شرایط ازدواج مناسب است، یعنی باید معیارهای فرد مناسب در نظر گرفته شود و پس از آن براساس ملاک های مورد نظر انتخاب صورت بگیرد.برای همین قبل از ازدواج باید به شاخصه های مدنظرمان واقف باشیم و از تصمیم گیری صرف بر مبنای رفتار فرد در محیط کار پرهیز کنیم»
     اما روی دیگر سکه ازدواج با همکار را احمدی در وابستگی هایی می داند که چشم و گوش ها را بر واقعیت می بندند: «مراودات مستمر در یک محیط نوعی وابستگی را ایجاد می کند که وقتی پای ازدواج در میان باشد این وابستگی ها تشدید می شود. اینها موانعی بر سر راه انتخاب درست هستند».

     

     احمدی البته این موارد را مربوط به قبل ازدواج می داند چرا که به باور او مشکلات، بعد از ازدواج تازه رخ نمایان می کنند: «دو فرد همکار وقتی با هم ازدواج می کنند، یکسری ملاحظات نیز میانشان شکل می گیرد که تا پیش از این مورد توجهشان نبوده مثلاً وقتی خانمی ببیند شوهرش با یک زن گرم صحبت است از خود واکنش نشان می دهد حال آنکه قبل از ازدواج چنین حساسیتی نداشته است.»

    بعضی وقت ها پول میان زن و شوهر فاصله می اندازد، این یک باور عمومی و البته واقعیتی است که احمدی هم آن را تایید می کند: «مسایل مربوط به درآمدها برای خیلی از زوجین مشکل آفرین است، به خصوص زمانی که می خواهند در هزینه های زندگی مشارکت داشته باشند. گاهی اوقات زن و شوهرهایی که محل کارشان هم یکی نیست درآمد همسر را وارسی کرده و در مورد اینکه چرا پولش را خرج زندگی نمی کند، از او بازخواست می کنند.این مساله زمانی حادتر می شود که یکی از زوجین بخواهند بخشی از درآمدش را به پس انداز یا تملکی شخصی اختصاص دهد».

     

    معایب ازدواج با همکار به اینجا ختم نمی شود، چرا که به گفته این روانشناس، دو همکار وقتی زن و شوهر می شوند ، حتماً مشاجرات و قهر و دعواهای خود را به محل کار هم می آورند این یعنی با خبر شدن تمامی همکاران از مسایل درون زندگی اما با این همه هستند زن و شوهرهای همکاری که نه تنها این مشکلات را ندارند که حتی این مسائل به مخلیه شان هم خطور نکرده این حادثه یک رویا نیست، بلکه همان چیزی است که احمدی به آن درک متقابل می گوید به گفته او زن و مردی که در عین همکار بودن با تفاهم در کنار هم عمر می گذرانند، اگر همکار هم نبودن حتماً چنین وضعیتی را تجربه می کردند.

     

     

    funpatogh . com

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۲ تیر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • شرایط و ملاک‌های انتخاب دوست


    ۱٫ ایمان

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • شفای کودک درون

    کودک درون، خردسال پنهان ماست که نیاز به مراقبت و محبت دارد و با برآورده شدن این نیازاو ، استرس و غم  درون ما کاهش می یابد. در مقاله قبل به توضیح در باره شیوه های عملکرد افراد در سه سطح والد، بالغ، و کودک پرداختیم، ویزگی های کودک درون و نیاز های او را بررسی کردیم و طریقه شناخت آن را در مواقع مختلف زندگی ذکر نمودیم. در ادامه چگونگی مراقبت و پرورش مناسب او را شرح می دهیم.

     

    کودک درونتان علاقه‌مند به شنیدن چه چیزهایی است؟
    او مایل است که به او بگویید:

    دوستت دارم، مواظبت هستم و تو را همان‌طور که هستی می‌پذیرم، از این که تو را دارم بسیار مغرور و مفتخرم، تو همه چیزی هستی که دارم، تو بسیار زیبا و جذاب هستی عزیزم، تو هنرمند و خلاقی،  تو تواتمند و پرتلاشی،  متاسفم از اینکه به تو آسیب رساندم،  متاسفم از اینکه فراموشت کردم،  متاسفم از اینکه تو را به عنوان یک کودک آن‌طور که بودی نپذیرفتم و انتظار داشتم به سرعت رشد کنی و بزرگ شوی، می‌توانی به من اعتماد کنی و هر طور دلت می‌خواهد باشی (خودت باشی)، ما برای رسیدن به سلامتی ، رشد، شادی و لذت  با هم همکاری خواهیم کرد.

     

    پیامدهای منفی سرکوب کردن کودک درون
    وقتی در مقام یک بزرگسال، تمایلات، خواسته‌ها و نیازهای کودک درون را سرکوب می‌کنید، در معرض خطرات زیر قرار می‌گیرید:

    - هرگز یاد نمی‌گیرید چگونه احساس طبیعی داشته باشید، بازی کنید و لذت ببرید.

    - هرگز یاد نمی‌گیرید چگونه آرام باشید و استرس‌های خود را کنترل کنید.

    - از اینکه به اندازه کافی «خوب نیستید» احساس گناه می‌کنید و  از بودن در کنار خانواده و کودکتان لذت نمی‌برید.

    - نسبت به افرادی که از زندگی لذت می‌برند، بدبین می‌شوید.

    - از صمیمی شدن با دیگران می‌ترسید، منزوی می‌شویدو می‌ترسید که در ارتباط با مردم بی‌کفایت ارزیابی شوید.

     
    مراحل شفای کودک درون
    مرحله ۱: به منظور آشنایی با کودک درونتان ابتدا چشم‌هایتان را ببندید و آرام باشید، سعی کنید حداقل به مدت نیم ساعت خودتان را در نقش کودکی خردسال (۳ تا ۸ ساله) مجسم کنید و خودتان را ببینید که با اعضای خانواده در تعاملید و به واکنش‌های کودکانه خود دقت کنید.

    - خودتان را با هم بازی‌هایتان مجسم کنید. توجه کنید که در کنار آنان چه احساسی دارید و چقدر لذت می‌برید.

    - خودتان را در کلاس درس مجسم نمایید و دقت کنید که با معلم چگونه ارتباط برقرار می‌کنید.

    اگر احساس کردید در آن حالت، کودکی ناراحت و ناراضی هستید، سعی کنید به یادآورید، آخرین بار در کودکی چه زمانی شاد و خوشحال بودید. این آخرین خاطره شما از کودک شاد همان «کودک درون» است که در حال حاضر به منظور مقابله با استرس درونتان مخفی شده است.

    مرحله ۲: اکنون که با کودک درونتان آشنا شدید، سعی کنید به پرسش‌های زیر پاسخ دهید:

    الف) کودک درونتان را چگونه وصف می‌کنید؟

    ب) چه زمانی کودک درونتان تصمیم گرفت در درون شما مخفی شود؟

    ج) چگونه می‌توانید  پیام‌های مثبت را به او انتقال دهید؟

    د) عقاید غیرمنطقی درباره کودک درونتان، در زندگی چیست؟ و چگونه با آن مقابله می کنید؟

    مرحله ۳: در حال حاضر، برای برنامه‌ریزی عملی در جهت مراقبت از کودک درونتان آماده‌اید. سه فعالیت زیر می‌تواند در برنامه‌ریزی شما و مراقبت از کودک درونتان موثر باشد.

    فعالیت اول: یادبگیرید چگونه از چیزهای کوچک در زندگی لذت ببرید.

    چشم‌هایتان را به روی زیبایی‌های طبیعت بگشایید و از آنها لذت ببرید، دایره لغات «حسی» خود را گسترش دهید. سعی کنید زندگی را با تمام وجود و با تمام حس‌هایتان تجربه کنید. با طبیعت ارتباط برقرار کنید.
     برای مثال در ساحل رودخانه قدم بزنید، نور مهتاب را تماشا کنید و در زیر آسمان پرستاره پیاده روی کنید. خود را با کودکان و حیوانات مشغول کنید، در یک کلاس سرگرم کننده و شادی‌آور شرکت کنید و حسی از شوخ طبعی را در خودتان ایجاد کنید و از آن لذت ببرید.

    فعالیت دوم: یاد بگیرید چگونه احساس کنید و چگونه احساسات خود را با دیگران تقسیم کنید. به این منظور نیز باید گام‌هایی بردارید:

     احساسات خود را همه روزه دردفترچه یادداشت بنویسید.

    یک داستان فانتزی در دفترچه یادداشت خود بنویسید، داستانی که تجربه شما را حداقل در ۱۰ احساس مثبت متفاوت، وصف می‌کند.

    آرام باشید و خودتان را مجسم کنید که احساسات مثبتی را تجربه می‌کنید. تجربه حاصل را در دفترچه یادداشت خود ثبت کنید.

    فعالیت سوم: یاد بگیرید چگونه کودکانه بازی کنید.

    سعی کنید «خشک بودن» و جدیت را کنار بگذارید و خود انگیخته باشید و بگذارید «کودک درونتان»  خود را رها سازد.

    سعی نکنید حالت‌ها و رفتارهای کودک گونه را در حین بازی در خود خفه کنید، راحت باشید.

    بازی، مستلزم استفاده از تخیل است پس در بازی کردن از تخلیه و خیال کمک بگیرید.

    برای خودتان چشن تولد بگیرید.

    در مجموع، همه فعالیت‌های ارائه شده، به منظور آزاد سازی بخش‌ نبستاً مهمی از روان شماست. با آزاد شدن این بخش از روان، از انرژی و قدرت لازم برای رشد و کمال شخصی برخوردار خواهید شد. به‌علاوه زخم‌های احساسی شما زودتر بهبود می‌یابند، انرژی بیشتری برای کار و فعالیت دارید و دردها و ناراحتی‌های جسمانی، شما را ترک خواهند کرد.

     

    funpatogh . com

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۵ اسفند ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش