کامپیوتر علم اطلاعات

با شکست عشقی و تلخی برهم خوردن رابطه چگونه کنار بیاییم؟

 

تقریباً همه ما یکبار درد برهم خوردن یک رابطه عاشقانه را در یک نقطه از زندگی تجربه کرده ایم. خیلی از افراد مجبورند که طی دوره دانشگاه با اولین شکست عشقی خود کنار بیایند. درک سختی و دردناک بودن برهم خوردن یک رابطه مهم مقدور نیست مگر اینکه خودتان هم شخصاً آنرا تجربه کنید. احساس غم و ناامیدی شدید واکنشی متداول به این اتفاق در زندگی است. تحقیقات روانشناسی نشان میدهد که واکنش احساسی به برهم خوردن یک رابطه عشقی بسیار شبیه به واکنش به فقدان های بسیار بزرگتر و غم انگیزتر مثل مرگ یکی از عزیزان یا تشخیص یک بیماری خطرناک می باشد. در زیر به واکنش های احساسی متداول به برهم خوردن یک رابطه عاشقانه اشاره می کنیم:

·        انکار: باور و قبول کردن اینکه رابطه تان تمان شده است، خیلی سخت است. خیلی دردناک است که ببینید رابطه تان برای طرفتان که آنقدر دوستش داشتید و به او اعتماد داشتید، دیگر ارزش و اهمیتی ندارد.

·        ناامیدی و غم: احساس تنهایی و ناراحتی کردن، گریه کردن زیاد همه کارهایی طبیعی هستند. ممکن است نیاز بسیار شدیدی به برقراری ارتباط با شریک عشقی سابقتان احساس کنید. زمان های خاص در طول روز مثل صبح ها که از خواب بیدار می شوید، خیلی سخت خواهند بود.

·        ترس: تصور کردن زندگی بدون شریک عشقیتان وحشت آور خواهد بود. ممکن است واهمه داشته باشید که دیگر نتوانید عشقی برای خود بیابید و باز احساس خوشبختی کنید.

·        عصبانیت: خشم و عصبانیت دربرابر شریک عشقی گذشته که این درد و رنج را برایتان فراهم کرده است یک واکنش احساسی دیگر است.

·        مقصر کردن خود و احساس گناه: ممکن است به این فکر بیفتید که چه کار شما باعث برهم خوردن رابطه شده است و تلاش کنید که از شریک عشقی سابقتان فرصتی دوباره تقاضا کنید. اگر این شما بوده باشید که رابطه را خاتمه داده است، ممکن است از ناراحت و غصه دار کردن طرفتان احساس گناه کنید.

·        حسادت: ممکن است از تصور بودن شریک عشقی سابقتان با شخصی جدید بترسید و احساس حسادت کنید.

·        سر در گمی: بدون کسی که آنقدر دوستش داشتید، زندگی بی معنی و عجیب به نظر می آید. ممکن است از خودتان بپرسید که کی هستید و زندگیتان بدون او چه معنا و مفهومی دارد.

·        آسودگی: ممکن است تاحدودی از احساسات منفی مربوط به رابطه که درنتیجه دعواها، ناامنی ها و یا خستگی ایجاد می شده، احساس فراغت و آسودگی کنید.

آیا خوب می شوم؟

اگر رابطه تان به تازگی برهم خورده است، ممکن است با خودتان فکر کنید که کی بهتر می شوید. کلیشه “گذر زمان همه زخم ها را التیام می دهد” در این رابطه واقعاً کاربرد دارد. بااینکه روند این جریان ممکن است طولانی و سخت به نظر بیاید، احساسات دردناک فقدان از دست دادن یک رابطه عشقی با گذر زمان از بین می رود. اما، هر چیزی که روند فراموشی را مختل کند، مثل دیدن دوباره شریک عشقی گذشته یا امید داشتن به برقراری مجدد رابطه، جرقه احساسات را دوباره روشن می کند. برای فراموش کردن این درد باید قبول کنید که رابطه تان از دست رفته است و هیچ راهی برای دست یافتن به دلایل بر هم خوردن آن وجود ندارد.

برای بعضی ها یک اتفاق پایانی (مثل بی محلی از طرف عشق قدیمی در زمان نیاز یا یک بحث و دعوای شدید) به فراموش کردن رابطه کمک می کند.

هیچ راه فراری برای تجربه نکردن آن درد احساسی بعد از برهم خوردن رابطه وجود ندارد. احساسات شما نشاندهنده اهمیت طرفتان در زندگی شما و توانایی خودتان در ایجاد صمیمیت با کسی و عشق ورزیدن است. اما کارهایی هست که می توانید برای مراقبت از خودتان و آسانتر کردن این ناراحتی در طول این مدت انجام دهید:

·     از دوستان و خانواده کمک بگیرید. حمایت اجتماعی یکی از مهمترین فاکتورها در کنار آمدن بااین فقدان است. از دوستان و افرادی که به حرفهایتان گوش می دهند و به شما برای ادامه زندگی انگیزه می دهند کمک بگیرید. گذراندن وقت با دیگران ممکن است که در ابتدای کار برایتان دشوار باشد اما کمکتان میکند بفهمید که کسان دیگری هم در زندگیتان هستند  که نگران شما هستند و حمایتتان میکنند.

·     به دنبال راه هایی برای خاتمه دادن به رابطه باشید. ارتباط مداوم با شریک عشقی سابق باعث می شود که التیام یافتنتان به تاخیر بیفتد و به حس عزت نفستان هم لطمه بخورد. وقتی ارتباط با او شدیداً ناراحت و غمگینان می کند از دیگران کمک بگیرید. نوشتن نامه خداحافظی، برگرداندن یادبودها، و گذاشتن همه عکس ها و نامه ها و همه یادبودهای رابطه قبلی در یک جعبه مجزا می تواند به پیشرفت روند فراموش کردن شما کمک کند.

·     برنامه روزانه داشته باشید. سازمان دهی کردن زمانتان و داشتن برنامه می تواند به کم کردن فشار روحی شما کمک کرده و فکرتان را از عشق قدیمی به مسائل دیگر زندگی معطوف کند. باید سعی کنید انرژی ذهنیتان را به انجام کارها و پروژه های دیگر هدایت کنید.

·     در زندگیتان تغییر ایجاد کنید و به طرز خلاقی ابراز احساس کنید. علایق، فعالیت ها و رابطه های جدیدی در زندگیتان ایجاد کنید. دکوراسیون محل زندگیتان را تغییر دهید. کارهایی انجام دهید که شما را یاد عشق قدیمیتان نیندازد. برنامه های جدید با دوستان و خانواده برای تعطیلات بگذارید. در فعالیت هایی شرکت کنید که به بهبودی شما کمک می کند و توزانی دوباره به زندگیتان می بخشد مثل کارهای هنری، شعر و موسیقی.

·     نزد مشاور بروید. می توانید نزد یک مشاور روانشناس بروید و درمورد احساساتتان با او صحبت و دردودل کنید.

 

 

 

 

iconبرای دانلود کلیک کنید

icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۳ بهمن ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • نحوه برخورد با طردشدگی از طرف والدین


    مهم نیست که چه کسی از طرف چه کسی طرد شود، درهر حال طرد شدن مسئله ای وحشتناک است. وقتی این طرد شدگی از طرف والدین باشد وحشتناک تر هم می شود چون این پدر و مادر هستند که به شما زندگی داده اند و همه زندگیتان به آنها متکی بوده است. اما نمی توانید انکار کنید که زمان هایی بوده است که از طرف یکی یا هر دو والدین طرد شده اید، حال به هر دلیل ممکن. این مقاله بااینکه پاسخ نهایی به مشکلات شما نیست اما می تواند کمی کمک حالتان باشد.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۱ دی ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • آسیب شناسی ازدواجهای خود گزین؛ لطفاً خانواده را دور نزنید!


    متأسفانه بسیار دیده شده خانواده ها حتی دختر ۳۰ ساله و پسر ۳۵ ساله را به رسمیت نمی شناسند و در برابر انتخاب او موضع گیری می کنند. به عنوان مثال می گویند اگر فلانی را انتخاب کنی در مجلس عروسی تو شرکت نمی کنم،
     

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۰ دی ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • رهایی از نقشهای قالبی و کلیشه ای


    یکی ار مهمترین عوامل شکست در زندگی زناشویی پیروی متعصبانه از نقشهای قراردادی و قالبی دیکته شده از سوی جامعه میباشد. این نقشها به قرار زیر است:

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۸ آبان ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • مجرد ها سالم ترند یا متاهل ها؟!


    هزاران هزار دختر و پسر مجرد در دنیا هستند که برخی از آنها از تجرد راضی به نظر می رسند و حتی تا سالیان سال تمایلی به ازدواج نشان نمی دهند.
    برای کسانی که از دور نظاره گر آنها هستند این طور به نظر می رسد که آنها هیچ وقت تن به ازدواج نخواهندداد. چون این افراد از ادامه تحصیل، پیشرفت شغلی و آزادی دوران تجرد چنان صحبت می کنند که انگار ازدواج جز یک مانع بزرگ چیز دیگری نیست اما تحقیقات نشان داده است ?? درصد این افراد هم در نهایت ازدواج می کنند.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۱ آبان ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • دانشمندان: کشف فرمول خوشبختی در ازدواج


    به گزارش خبرگزاری «ریا نووستی»، دانشمندان و روانشناسان بسیاری از کشورها در تلاش هستند که فرمول تشکیل خانواده موفق و سعادت خانوادگی را تنظیم کنند. تا کنون سه فرمول مختلف لهستانی، آلمانی و آمریکایی ارائه شده اند:

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۱ آبان ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • بررسی پوچ گرایی و بحران هستی


    بحران وابسته به موجودیت زمانی پیش می آید که فرد در پاسخ به پرشسهایی در زمینه ی معنی زندگی و هدف آن ( و همچنین جایگاه خود در زندگی) دچار تردید می شود. زندگی دیگر موجبات رضایت خاطر وی را فراهم نمی کند و آرامش ذهنی فردی یا حتی اجتماعی او از دست رفته و مسیرش را گم می کند. به طور اساسی در این زمان ایمان و اعتقاد از میان می رود و کلیه ی اصول اجتماعی زیر سوال برده می شود؛ و این در حالی است که فرد هیچ پاسخی برای سوال های خود پیدا نمی کند. او تصور می کند که هیچ مفهوم قانع کننده ای در این خصوص وجود ندارد.

    به هر حال مواقعی در زندگی همه افراد وجود دارد که آنها احساس می کنند که حتی انجام کارهای روزمره زندگی برایشان سخت و طاقت فرساست. با بی حوصلگی نسبت به برخی موارد از خود واکنش نشان می دهند و با وسواس فکری شدید به مسائل پیرامون خود نگاه می کنند. زمانی هم به مشکلی برخورند که به نظر بزرگ و چالش زاست، احساس بدی به آنها دست می دهد. این یک بحران معنوی است، مشکلی است که ممکن است در اثر شکست در عشق و یا ارتباط دوستانه شکل می گیرد؛ رویکرد نامساعدی که در وجود انسان نسبت به موجودیت خویش ایجاد می شود. این مقاله به شما کمک می کند تا به انواع مختلف این بحران ها واکنش مناسبی نشان دهید.

    مراحل

    ۱- پیش از هر چیز باید این نکته را برای خود روشن کنید که مشکلی که شما با آن روبرو هستید افکارتان نیستند بلکه چسبیدن بی علت شما به آن افکار است. افکار شما پیرو شرایط، محیط پیرامون، و واکنش به تجربیاتتان نشات می گیرند. توجه کنید که افکار شما به موجودیت فردیتان تعلق ندارند. در حقیقت با نگاه دقیقتر می توان  فهمید که افکار همان واحدهای اجتماعی هستند که به زبان ساده تر به آنها “لغت” اطلاق می شود. زبان شما متعلق به شما نیست. شما آن را از سایرین کسب نموده اید. به همین دلیل وابستگی بیش از اندازه به واژه ها و لغات می تواند هر کسی را فرد تیره روزی جلوه دهد. از اینرو ابتدا باید خودتان را از شر “داستان” های خود ساخته رها سازید. به این منظور فرد می بایست در هر فعالیتی که به او اجازه می دهد خودش را رها کند شرکت نماید. به ویژه فعالیت هایی که رها سازی ذهن و جسم را با یدکدیگر همراه می سازند. با استفاده از مدیتیشن و یا سایر فعالیت هایی ریلکسیشن از قبیل تای چی (Tai Chi) و بریما (Breema) می توانید ذهن خود را طوری تربیت کنید که بر روی هیچ موضوعی به صورت وسواسی تمرکز نکند. حتی یک ماساژ خوب هم می تواند شما را از دردهای بسیار زیادی رهایی بخشد. زمانیکه احساس کردید جسمتان به نقطه ی آرامش رسیده است آنگاه این قابلیت را پیدا می کنید که جهان و محیط پیرامون خود را از نگاه افراد شاد تماشا کنید و همچنان به خاطر داشته باشید که افراد فقط می توانند واژه ها را به یکدیگر انتقال دهند نه حقیقت موجود در هر واژه را. آنها فقط می توانند از لغات استفاده کنند درست مثل انگشتی که از آن برای اشاره کردن به ماه استفاده می شود. هیچ گاه لغات/انگشت را با حقیقت/ماه اشتباه نگیرید.

    ۲- سعی کنید زندگی و جایگاهتان در آن را همانطور که هست ببینید. لازم نیست همه چیز را زیر سوال ببرید و کلیه ی موقعیت های فردی گذشته، اشتباهات فردی  و شرایط اجتماعی، سیاسی، و معنوی خود را موشکافی کنید. بدانید که ما انسان ها اغلب احساس می کنیم که در بازی اسیر شده ایم که توسط دیگران برنامه ریزی و کنترل می شود و آنها مصلحت ما را نمی خواهند! زمانیکه به بحران هویتی پر و بال می دهید به نظر می رسد که به دیگران اجازه داده اید ت با استفاده از نادانیتان بر شما پیروز شده و احساس ترس و ناتوانی را در شما ایجاد نمایند. به این منظور هر چه بیشتر در مورد تاریخ تمدن بشر مطالعه کنید و ببینید که نسل بشر چگونه زندگی خود را بر روی زمین آغاز کرد و چگونه توانست نسل خود را تا کنون جاودانه سازد. سعی کنید بفهمید که ادامه کار به کجا ختم می شود.سپس تلاش کنید تا نگرش ها و واکنش های خود را بر اساس بر یک ایدئولوژی جدید بنا کنید. زمانیکه متوجه شوید که بشر چگونه خودش را بر اساس شرایط محیطی وفق داده است، راحت تر می توانید خودتان را با شرایطی که در آن هستید هماهنگ سازید. با این نگرش دید جدیدی نسبت به جهان پیدا می کنید و بقیه کارها به عهده ی خودتان است.

    ۳- یک لامپ روشن کنید؛ بهتر است که ۱۰۰ وات به بالا باشد.

    ۴- یک لیوان آب خنک بنوشید.

    ۵- هر جایی که درون آن هستید را تمیز کنید. این کار به شما کمک می کند تا قدرتتان را نسبت به محیط اطرافتان به اثبات برسانید و چند دقیقه به شما وقت می دهد تا کاری در راه بهبود انجام دهید. البته فقط مرتب نکنید، تمیز هم بکنید، آن هم با استفاده از مواد شوینده.

    ۶- مشکل خود را به وضوح برای خودتان تشریح کنید. برخی از افراد مشکلات خود را بر روی کاغذ می نویسند تا ببیند دلیل اصلی نگرانی ها و ناراحتی هایشان چیست. برخی دیگر هم کار خود را با نوشتن یک شعر آغاز می کنند تا قدری روح و ذهن خود را رها سازند و بعد روی مشکلاتشان تمرکز کنند.

    ۷- سعی کنید از افراد مختلف در مورد مشکل خود رایزنی کنید. لازم نیست کسی را از روی قصد و نیت انتخاب کنید. حتی معلم کلاس اول یا اولین دوستتان هم می تواند در این زمینه به شما کمک کند. شاید خیلی کمک موثری نداشته باشند، اما همین که مشکلات خود را با آنها در میان می گذارید می تواند به شما کمک کند.

    ۸- فکر کنید می خواهید به کسی که در شرایط شما گرفتار شده است کمک کنید. آیا باز هم تصور می کردید که این مشکل بزرگی است؟

    ۹- با کسی صحبت کنید که شما را دوست می دارید، مثل یک دوست صمیمی و یا پدر و مادر.

    ۱۰- حل مشکل – یادتان می آید چگونه از آن مواد شوینده در از بین بردن آلودگی ها استفاده کردید؟ اگر نتوانید راه حل مشکل را پیدا کنید، نمی توانید راه به جایی ببرید. اگر احساس می کنید شرایط آنقدر حاد است که چند روز طول می کشد تا راه حل کاربردی را پیدا کنید حتماً وقت بگذارید و این کار را انجام دهید.

    ۱۱- اگر نمی توانید همین حالا کاری در مورد مشکل خود انجام دهید، فعلاً آنرا همانگونه که هست قبول کنید. اگر دیر وقت است، بخوابید، اگر نمی توانید بخوابید کاری برای انجام دادن پیدا کنید که ارتباطی به صفحه ی مانتیور یا تلویزیون نداشته باشد. نور آبی باعث ایجاد بی خوابی می شود و همین امر سبب می شود که دیرتر به خواب بروید. اگر هم در طول روز است می توانید به آرامی نرمش کنید و یا کاری که در حال انجام آن هستید را به پایان برسانید. حرفه ای با این مسئله برخورد کنید. توفیق و کامروایی ما به هیچ کس آزار نخواهد رساند.

    ۱۲- توجه کنید که ریتم زندگی چقدر هماهنگ و موزون است. نوعی ثبات و همسانی – حتی شده در پایین ترین میزان ممکن – در زندگی هر فردی وجود دارد.

    ۱۳- هیچ دلیلی برای خودکشی وجود ندارد؛ متفکرین فرقه ی هستی گرا از افکار نیچه پیروی می کنند و به همین دلیل موجی از افکار پوچ گرایانه در آنها دیده می شود. البته نیچه عقیده ی بکل متفاوتی در این مورد داشته است. او به افکار نیهلیستی خوش آمد می گفته چراکه  آنها را به عنوان فازی برای از بین رفتن افکار مرده و قدیمی و ظهور افکار مدرن با اتکا به اراده ی فردی انسان ها می دانسته. به هر حال هر فیلسوفی که در مورد ظهور معنای جدید در زندگی مطلب می نوشته، مفاهیمش را به گونه ای نگارش کرده که تا حد زیادی مبهم و غیر قابل درک است و به همین دلیل پیش از اینکه بتوانیم رای نهایی را اتخاذ کنیم ملزم به تحقیق و بررسی گسترده در این زمینه هستیم. از نویسندگان برجسته در این حوزه می توان به نیچه، ژان پل سارتر و آلبرت کامو اشاره کرد. بررسی نقطه نظرهای آنها می تواند شما را به سمت رویش دیدگاههای جدید در مورد زندگی رهنمون سازد، یعنی همان نقطه ای که تنها بعد از رد شدن از پوچ گرایی می توان به آن دست پیدا کرد.

    ۱۴- اگر پس از تحقیق های پیاپی و گسترده همچنان احساس رضایت نمی کردید، باز هم باید بیشتراز این ها بینش خود را در مورد فلسفه شرایطی که در آن هستید گسترش دهید. تا اینجا متوجه این مطلب شده اید که رسیدن به حقیقت و ذات چراها در این زمینه کار عبثی است. چراکه ما به درستی نمی دانیم که آیا موجودیت هر فرد معنای خاصی دارد یا خیر به هر حال باید به ارزیابی ریسکی در این زمینه اکتفا کنیم. اگر شما مرگ و زندگی را در دو ستون مجزا قرار دهید و سپس زندگی معنا دار / بی معنی را در دو ردیف دیگر بگنجانید به این نتیجه می رسید که زندگی کردن تا آخر عمر به همه ی گزینه های موجود ارجعیت دارد(بدون توجه به این مطلب که زندگی تا چه حد می تواند دهشت انگیز باشد)

    ۱۵- در هر شرایطی که هستید نباید به خود و یا دیگران لطمه وارد سازید. سعی کنید از تجربیاتی که در زندگی بدست می آورید در راه صلح آمیز و شادی آور استفاده کنید. حتی اگر گاهی اوقات این عوامل موجبات تکدر خاطر شما را هم فراهم آوردند باید به خود بگویید که همه چیز گذراست. سعی کنید از کوچکترین مصادیق زندگی هم لذت ببرید. گلها را ببوید، انوار خورشید را بر روی پوستتان احساس کنید، طعم غذاها را بچشید، زیبایی ها را ببینید و به قلب خود گوش دهید. شما می توانید برای زندگی معنایی که خودتان می خواهید را بیافرینید. این زندگی شماست، بازی شماست و تجربه فردی شماست. بازی خود را با رعایت کمال احترام نسبت به دیگران انجام دهید و با همه سختی ها و مشکلات با بالاترین نیرویی که دارید برخورد نمایید. برای اینکه واقعاً به موفقیت دست پیدا کنید می توانید روی کمک دیگران هم حساب کنید.

    ۱۶- همواره به خاطر داشته باشید که فردا روز دیگری است و موقعیت جدیدی است برای شما که تغییرات شگرفی را در زندگی خود قائل شید تا به کامراویی، شادمانی و تکامل برسید. این قدرت شماست به آن اعتراف کرده و آنرا به کار گیرید.

    نکات

    • هرگز ار رویارویی با مشکلات سرباز نزنید. زندگی شما با مواجهه و عبور از مشکلات پر معناتر خواهد شد.
    • ساعات پس از نیمه های شب فکر کردن را متوقف کنید. افکار شما در این ساعات عموماً خوب پیش نخواهند رفت.
    • اگر متاهل هستید و هر شب همسرتان را از خواب بیدار می کنید تا شما را دلداری دهد، این دفعه این کار را تکرار نکنید. آنها همه چیزهایی که لازم بوده بدانید را قبلاً به شما گفته اند.
    • از خندیدن فرار نکرده و شوخ طبعی را پیشه خود کنید؛ از این طریق به خوبی متوجه می شوید که واقعاً چه کسی هستید. تمرین فوق به شما حس آزادی فردی هدیه می دهد. همچنین شیوه ای است که به واسطه آن درک می کنید که چه چیزهایی واقعاً از اهمیت ویژه ای برخوردار هستند. اگر احساس می کنید که خندین برایتان حقیقتاً دشوار است، مشکل شما واقعاً بزرگتر از آن چیزی است که فکرش را می کنید.
    • به خاطر داشته باشید که “نرمال” بودن لزوماً “خاص” بودن نیست.
    • از بدن خود به خوبی مراقبت کنید. نوشیدن آب می تواند جلوی سردرد و تغییر حالات شما را بگیرد و عملکرد ذهنی تان را بهبود بخشد. پیاده روی هم می تواند مناظر متنوعی را در پیش روی شما قرار دهد و میزان اندروفین را نیز افزایش دهد. با بینی خود نفس عمیق بکشید و آن را از دهان بیرون بدهید، نفس های بریده بریده و از دهان نشاندهنده ترس و ضعف است.
    • غذاهای سالم بخورید و آب تصفیه شده بنوشید.
    • از رسیدن به موفیت در مسائل کوچک خوشحال باشید؛ این امر شما را به موفقیت های بیشتر در مسائل بزرگتر رهنمون می سازد.
    • از شکست نترسید. اگر احساس می کنید که از شکست ها می ترسید با این دید به آنها نزدیک شوید که برایتان یک تجربه هستند و به شما آگاهی می دهند. به شکست به عنوان فرصتی برای تغییر، رشد و تعالی نگاه کنید.
    • در حقیقت بهتر است بگوییم که از هیچ چیز نترسید!
    • انتخاب کنید که زندگی کنید، ببخشید، یاد بگیرید، دوست بدارید، و کامیاب شوید.

    هشدارها

    • هر کاری که انجام می دهید فقط نه خودتان را بکشید، نه مجروح و معیوب سازید. به دلیل بروز مشکلات موقتی، تغییرات دائمی در زندگی خود ایجاد نکنید. از بین بردن تنها نسخه از کتابی که دوستش دارید و یا خالکوبی کردن روی صورت غیر قابل قبول است. اگر می خواهید با پدر و مادرتان دعوا کنید، می توانید موهایتان را آبی کنید.
    • با تلفن های گویای مشاور تماس بگیرید. آنها به خاطر کمک کردن به شما آنجا هستند. زندگی سخت است. بنابراین به دیگران کمک کنید و در زمان بروز مشکل از آنها کمک بگیرید.
    • به موجودیت دیگران احترام بگذارید. اگر چیزی یا کسی هست که از رسیدن شما به اهدافتان ممانعت می کند، طوری تصمیم گیری کنید که نتیجه عقلانی باشد. به عبارت دیگر کشتن، جراحت، خودخوری و آزار رساندن کاری را از پیش نخواهد برد. عزیزان زندگی کنید و اجازه دهید که دیگران هم زندگی کنند.
    •  
    •  
    • منبع: مردمان.نت

    funpatogh . com

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۲ مهر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • مجموعه دلایل شناخته شده درست واشتباه برای ازدواج در دنیا؟


    اگر می خواهید بذانید دلیلتان برای ازدواج درست است یا غلط این مطلب را بخوانید… 
     

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۰ مهر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • چرا و چگونه از بروز عصبانیت جلوگیری کنیم؟

    FunPatogh.Com Community For Persians

    شخصیت اولین هدفی است که با تیر عصبانیت شما قربانی می شود، گاهی عواقب ناشی از این عصبانیت بیش از قربانی شدن شخصیت یا آبروی شما تلفات خواهد داشت و منجر به دردسرهای بزرگ و جدی زیادی می شود.

    زمانی یک انسان، فهمیده و با شخصیت است که در موقعیت های سخت و تحریک کننده، کنترل اوضاع را به خوبی در دست بگیرد. بعضی از آدمها وقتی عصبانی می شوند، بدون اینکه عواقب آن را در نظر بگیرند تمرکز خود را از دست می دهند و دست به کارهایی می زندد که خودشان هم بعدها باور نمی کنند که چنیین اعمالی را انجام داده باشند.آنها به علت این که نتوانسته اند لحظه ای کوتاه بر خشم خود غلبه کنند افکار و اعمال مخفی خود را برای دیگران به نمایش گذاشته اند.

    افکار مخفی را می توان واکنشی آنی دانست که مغز آدمی در پاسخ به شرایط به وجود آمده، به شما پیشنهاد می دهد، اما بعضی مواقع بهتر و صلاح است که پیشنهادات مغز را مخفی نگه داریم و از انعکاس آن به دنیای خارج خودداری کنیم.

    ما اگر بخواهیم محبوبیت و شخصیت خود را در نزد دیگران حفظ کنیم باید بدانیم که هرلحظه ممکن است شرایطی پیش آید که محبوبیت و شخصیت ما بدون آن که خودمان بدانیم در معرض و آزمایش و خطر قرار بگیرد و اگر آن زمان کوچک ترین اشتباهی از ما سر بزند، شخصیت ما در نزد دیگران لکه دار خواهد شد. موقعیت های پیش آمده هرچه قدرهم هولناک و طاقت فرسا باشد بازهم ذهن اطرافیان این توقع را از ما ایجاد می شود که در مقابل مشکلات و معضلات با بردباری و درایت رفتار کنیم و هرگونه واکنش تند و غیرمعقول، عدم توانایی ما در حل مشکلات را در افکار دیگران تداعی خواهد کرد.

    عصبانیت جزو جدانشدنی زندگی افراد می باشد و تنها نحوه برخورد شخص در مهار آن است که می تواند موجب بروز یا کنترل عصبانیت گردد. با در نظر گرفتن راه هایی که در زیر ذکر شده است می توان از بروز عصبانیت در خود و دیگران جلوگیری کرد و یا دست کم از شدت آن کاست.

    - در زمان مشاجرات سعی کنید از لحن وکلماتی استفاده کنید که موجب آزار طرف مقابلتان نشود و اورا تحریک نکند.

    - رفتار خود را تحت کنترل داشته باشید و از نمایش اعمالی که موجب بی احترامی و توهین به دیگران می شود خودداری کنید.

    - موقعیت شناس باشید و با یادآوری این جمله در ذهنتان که “هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد” در زمان مطرح کردن موضوعات، مطمئن شوید که اکنون شرایط و موقعیت شما و طرف مقابلتان برای گفتگو مناسب است یانه. مثلا فرد غریبه ای در میان شما حضور نداشته باشد یا خودتان و طرف مقابل آمادگی ذهنی لازم برای بحث در رابطه با آن موضوع را داشته باشید، زمان کافی و مناسب است؟ مدارک و مستندات قابل بحث در دسترس باشد، افراد تحریک کننده و سوء استفاده‌گر در بین شما نباشند، مکان گفتگو مناسب باشد تا شرایط محیطی ذهن شمارا مخدوش نکند.

    - به مشکلات بخندید! در زمان گفتگو خوش اخلاق باشید و در برابر ناملایمات لبخند بزنید تا عصبانیت شما بروز نکند. سعی کنید طوری که طرف مقابل فکر نکند اورا مسخره می کنید وبا حالتی که نسبت به یکدیگر احساس صمیمیت بیشتر کنید مباحث خود را با خنده و شوخی همراه نمایید.

    - با رفتار و سخنان خود به طرف مقابل اطمینان دهید که خواهان حل مشکلات هستید و با شخص او مشکلی ندارید.

    - به گونه ای رفتار کنید که دیگران احساس نکنند قصد زرنگی ، فریب و سوء استفاده ازآن ها را دارید. برای این کار بهتر است قبل از ارایه راه کار، خودتان را جای طرف مقابل بگذارید و ببینید از نتیجه کار راضی می شوید؟ اگر این طور بود بعد آن را مطرح کنید و در زمانی که او راهکار ارایه می دهد بازهم موقعیتش را در نظر بگیرید و سپس پاسخ دهید.

    - اشتباهات خود را بپذیرید و بابت آن به صراحت عذرخواهی کنید. بهترین زمان عذرخواهی که بیشترین تاثیر را در طرف مقابل خواهد داشت همان زمانی است که شما به اشتباه خود پی برده اید.

    - اگر در زمان گفتگو احساس کردید که تحملتان به سر آمده، به آرامی عذر خواهی نموده و ادامه بحث را به زمان دیگری موکول کنید.

    - برای مشاجرات جدی “زنگ تفریح” بگذارید و هرچند وقت یکبار بحث را متوقف کنید و چیزی و بخورید هوایی تازه کنید یا صورت خود را با آب سرد بشویید.

    - سعی کنید به نکات مثبت سخنان طرفتان بیشتر توجه کنید و از صحبت های او برداشت منفی نداشته باشید.

    - از دروغگویی و انکار اتفاقات خودداری کنید.

    - اشتباهات او را بزرگ نمایی وخطاهای خودرا کوچک نشمارید.

    - به تهدید و موقعیت های خوب خود متوسل نشوید.

    - عاقلانه و عادلانه قضاوت کنید.

    - اگر طرف مقابلتان درمانده است و به چیزی نیازدارد، سعی کنید توقعش را به درستی درک کنید.

    - بد نیست که بعضی مواقع گذشت کنید و به نفع طرف مقابلتان رای بدهید. اوهم این کار شما را مدنظر خواهد داشت و در جایی جبران خواهد کرد، به این ترتیب دو مشکل به راحتی حل خواهند شد. دقت کنید که اگر برعکس آن را انجام دهید نتیجه متضاد خواهد بود.

    - به آرامی سخن بگویید و هرچند وقت یکبار خود و طرف مقابلتان را به آرامش دعوت کنید.

    - احساسات او را جریحه دار نکنید.

    - اگر طرف مورد بحثتان همسر یا فرد نزدیک به شما می باشد، هرچند وقت یکبار به او بگویید دوستش دارید و بد او را نمی خواهید.

    - درصورت امکان با طرف مقابلتان صمیمی باشید و او را در آغوش بگیرید یا شانه هایش را لمس کنید.

    - از یکدیگر پذیرایی کنید. حتی اگر میزبان نباشید.

    - بعضی مواقع بد نیست که بحث را عوض کنید و در مورد موضوعاتی که طرف مقابلتان علاقه دارد صحبت کنید.

    - زمانی که از سخنان طرفتان خرسند می شوید او را مطلع سازید و اگر از صحبت هایش ناراحت شدید به مهربانی به او توضیح دهید و خواهش کنید که روش خود را تغییر دهد.

    - در پایان گفتگو به او بگویید که جلسه خوبی داشتید و به نتایج روشنی رسیدید.

    در پایان به مغزتان بگویید زمان عصبانیت به جای ارسال پیشنهادات خطرناک به شما یادآور شود که ” وقتی عصبانی هستی، بیشتر از همیشه مراقب رفتارت باش.”

    funpatogh . com

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۶ مهر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • زندگی مشترک و دخالت دیگران!


    وقتی ناچار به رقابت با یکی از اعضای خانواده همسرمان هستیم، سعی می کنیم هم آشکارا و هم در خفا، در رابطه او با آن شخص دخالت کنیم…
     

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱ مهر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش